خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم.دلیلش که روشنه.بله بلاخره ترم ۳ هم با تمام زحمت هاش به پایان رسید.حاصل آن طرحیه که دو هفته بی خوابی و کار مداوم برای به پایان رساندش کم بود و باید بیشتر زحمت می کشیدم.نمی دونید چه پوستی از سرم کنده شد تا ماکتش را ساختم!خیلی خوشحال خواهم شد که نظرات تمامی شما که این طرح را می بینید را ببینم.شما در قسمت نظر سنجی هم می توانید به این طرح نمره بدهید.
طرح:خانه موسیقی متال
ایده اولیه: طرح نشان دادن تضاد بین موسیقی کلاسیک و موسیقی راک و متال و همچنین اینکه با وجود این تضاد موسیقی کلاسیک ریشه موسیقی راک است.(ترکیب مکعب و حجم ارگانیک)
کانسپت:از پویایی و تحرک موسیقی متال تا استفاده از فرم های مواج و سیال
سایت پلان: siteplan

نمای شمالی:North elevation

نمای جنوبی:south elevation

پرسپکتیو های خارجی:Exteror perspectives
برای دیدن عکس ها با کیفیت بالاتر لطفا عکس ها را save کنید.





زاوایای هنری:artistic views



| ||||
|


اين جايي را كه مي مبينيد درستن نام شهري صنعتي در آلمان است و اين عكس بر خلاف معمول كه مينماياند كه مسجدي است ولي كارخانه تنباكو در شهر درستن آلمان است !!!. با موتيف هايي كاملا اسلامي فقط با تغيير كاربري از خانه خدا به مركز تهيه وتوليد سيگار.لعنت بر معماري و معماري كه تعهدي به جامعه خود نداشته باشد.
در اينكه اين كار معمارانه بسيار گستاخانه است شكي نيست ولي نبايد ديد فني را فراموش كرد آري 200 سال است كه مسجد را چونين مي سازيم آيا وقت آن نرسيده كه به تعابير جديد از مسجد برسيم بايد اقراركنم
كه فقط خانم زاها حديد ا آلترناتيو بسيار پرنگ و جلوتر از زمانه را در زمينه طراحي مسجد ارائه كرده اند طرحي نو براي مسجد ي در استراسبورگ كه جاي بسي تاسف است كه ساخته نشد تا كمي مباني معماري اسلامي را به جلو فراخواند. ولي بازهم جاي تاسف كه در مدارس معماري ما هم هنوز به مسجد نگاه درستي نينداخته ايم فقط چندتا شاهكار داريم كه همش با تعجب آنها را به هم نشان ميدهيم با با به خدا دوران استوره و استوره سازي ديگر به پايان رسيده .اطرافتان را نگاهي بيندازيد چقدر گنبد ميسازيم براي مساجدمان و از بد حادثه آدمهاي با سواد با مدركهاي كارشناسي ارشد و دكتري بد ميسازندش و هنوز استا حسن بنا مي داند چطور طوق بزند و درست محاسبه كند و گنبد برپا كند.

منبع:گروه معماری تکین طرح
I want to tell you about great site I found. They pay me to read e-mail, visit web sites and much more. It's free to join and easy to sign up! CLICK THIS LINK TO VISIT: http://www.maystromails.com/pages/index.php?refid=samanme
هیچ کس به اندازه پیتر آیزنمن با سخت کوشی و اصرار زیاد به مباحث علوم پدیداری توجه نکرده است.کارهای اول او در"معماری مقوایی"در اواخر دهه 1960 کم و بیش بر اساس نظریه های"نوام چامسکی"و مفهوم ژرف ساخت طراحی شده بود.پس از آن آیزنمن علوم جدید را یکی پس از دیگری مورد استفاده قرار دارد و در این کار از تدابیر اتخاذ شده از مباحثی همچون فراکتالها(خود همانندی – مقیاس بندی و روی هم قراردهی) همچنین تحقیق در مورد "دی ان ای" (پروژه مرکز زیست شناسی) نظریه فاجعه(فولد) علم معانی دو پهلو(ایهام) جبر بولین(فراتر از توان 3) و تحلیل روانکارانه استفاده نمود.در تمامی اینها طنز عمیقی نهفته است.آیزنمن همچنین وانمود میکند کهیافته های خود را از علوم خیلی جدی نگرفته است ودر پاسخ مدرنیست ها اظهار میکند:"حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن"
رجوع آیزنمن به علوم غیر خطی و شهرنشینی نوین در سال 1987 آغاز شد و همان طور که در مجتمع مسکونی ربستاک در فرانکفورت مشاهده شد او در مقیاس وسیعی از فولد استفاده کرده است.
در طرح بهرام شیردل برای تالار مرکز گردهم آیی نارا در ژاپن (1992) از فولد به جای سولیتون برای ایجاد احساس روند پیدایش کیهانی استفاده شده است.به نظر میرسد که صفحات درون زمین از دل خاک بیرون آمده اند و در اثر تصادم باهم همانند حرکت آرام موجی از گدازه های متراکم به روی یکدیگر فولد شده اند.شیردل این معماری شبه زمینی را چیزی بین هندسه انتزاعی مدرنیسم و شکل نمایشی از تاریخ گرایی تجسم میکند.این طرح شبیه فرم های کریستال شده در طبیعت – لایه های درون زمین و سطوح صاف تولید انبوه کارخانجات است.این طرح همانند بهترین کارهای آیزنمن تکراری از "دیگر بودگی"است.
شیردل میان ساختمان خود و معبد بودایی تودا جی جی در نارا که دارای سه مجسمه معلق به صورت شناور در داخل بنا است مقایسه جالبی انجام داده است.طرح شیردل سه حجم فضایی شناور قابل استفاده در زیر پوسته فولد شده خارجی دارد.در معبد قدیمی فضا به صورت یک شکل و محدوده مثبت طراحی شده است ولی در ساختمان جدید فضا یک چیز اضافی و باقیمانده بین دو فولد داخل و خارج است.این مطلب به کیفیت اسرارگونه ساختمان اضافه میکند.آیا ما در فضای انتهای غار فولد شده لاسکو یا در یک زیارتگاه جدید بی سر و ته برای تئاتر موسیقی و رقص قرار داریم؟ "دیگر بودگی" در اینجا جابجایی "اکنونیت" است.
معماری پرش کیهانی نوشته چارلز جنکز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاثیر یک مساله فلسفی بر معماری ایران
در بررسي تأثير فلسفه بر معماري، نگرش هاي متفاوتي وجود دارد، بعضي از آنها به معماري به عنوان يك بخش خاص كه الزماً با فلسفه اي خاص در هم تنيده است، نگاه مي كنند، در اين نگرش معماري به عنوان نمود و تجلي يك فلسفه خاص، ظهور پيدا مي كند و بیشتر به عنوان " فلسفه معماري " شناخته مي شود. اما اين مقاله، چنين نگرشي را درست و به حق نمي داند، معماري هيچ گونه فلسفه خاص- تأكيد مي كنم فلسفه خاص - و جدا از خود فلسفه ندارد. به عبارت ديگر، " فلسفه معماری وجود ندارد". اما اين بيان مانع از آن نمي شود كه فلسفه با معماري هماهنگ نباشد. در اينجا، تأثير اين دو بر يكديگر به صورت ساختاري است. تأثير ساختاري به معناي هماهنگي كلي تمام معارف آدمي با يكديگر است. به گونه اي كه هر كدام از معارف آدمي، مي تواند در معرفت ديگر او موثر باشد، هر چند كه اين تأثير و چگونگي آن، به صورت نا خود آگاه باشد .معمول است که در نگاه ساختاری، محقق به دنبال یک بسته پیش فرض ها یا زیر ساختار است تا بتوانند بنای معرفت را بر خاک آن زیر ساختار بنا کند.حال این مقاله سعی دارد تا رابطه ی یکی از ارکان اصلی فلسفه را با معماری نشان دهد.این رکن اصلی، نوع نگاه به ابژه، به عنوان موضوع شناخت در هر فلسفه ای است.
يكي از مباحث اصلي فلسفه مسلمانان، چگونگي رابطه بين فاعل شناسا ( سوژه ) با شي مورد شناسايي- ابژه – مي باشد. در فلسفه مسلمانان رابطه سوژه با ابژه، در ذيل بحث هستي شناسي قرار مي گيرد نه معرفت شناسي، و همينجا است كه پل ارتباط بين سوژه و ابژه، به پلی ميان " دو هستي " تبديل مي شود، وجود ذهني و وجود عيني. سوژه، در وجود ذهني متبلور مي شود و ابژه در وجود عيني، و همينجاست كه فهم رابطه سوژه و ابژه ، در اين مقال ، مهم نشخيص داده شده است زيرا كه معماری چيزي نيست جز وجود عيني -خود اثر- يك موجود ذهني- نقشه ذهني بنا-
گفتیم که رابطه بین فاعل شناسا با شی مورد شناخت در فلسفه مسلمانان در ذیل بحث هستی شناسی قرار می گیرد بنا براین با ابژه و سوژه فلاسفه غرب تفاوت بنیادی دارد زیرا ابژه و سوژه در فلسفه غرب در دایره هستی شناسی قرار دارد.بنابراین تعبیر سوژه برای وجود ذهنی و ابژه برای وجود عینی با مسامحه است و فقط برای فهم بهتر مساله است.به نوعی تطبیق سهل وار این دو مساله است و الا مساله وجود ذهنی و وجود عینی خاص فلاسفه مسلمان است و مساله سوژه و ابژه خاص فلاسفه مدرن غرب است.
مسلمانان در ابتدا ، وجود ذهني يك پديده را، قرينه و يكسان با وجود عيني آن دانستند، اما پس از چندي اشكالي در اين قاعده عنوان شده كه باعث و باني بركات فلسفي بسيار گشت. حكماي مسلمانان، به تبع ارسطو، متفق القول، علم را از مقولات " كيف نفساني " مي دانستند، اما همانطور كه ذكر شد، وجود ذهني يك پديده، قرينه و يكسان با وجود عيني آن بود، يعني اگر پديده اي در وجود عيني اش " جوهر" باشد، آنگاه در وجود ذهني اش هم " جوهر" مي باشد و به خاطر اينكه از مقوله " علم " است باید " كيف نفساني " باشد. به گونه اي يك پديده هم بايد " جوهر " باشد و هم " عرض ". حكماي مسلمان براي حل اين معضل فلسفي به تكاپو افتادند. " فاضل قوشچي " رابطه بين عالم و معلوم را به گويي درخشان در وسط ظرفي بلورين تشبيه كرد. گوي درخشان " معلوم " است و انعكاس آن به ديواره بلورين، "علم" عالم را تشكيل مي دهد. در اينجا گوي بلورين، از مقوله پديده بيروني است و انعكاس آن از مقوله كيف نفساني [1]." سيد سند" از حكماي اشراقي، از انقلاب در ماهيت پديده ها، سخن گفت، پديده در وجود عيني اش، مي تواند جوهر يا عرض باشد اما هنگامي كه به ذهن آمد، ديگر به عرض " كيفيت " تغيير مقوله مي دهد. "محقق دوانی" انگشت انكار را بر روي كيف نفساني بودن، علم قرار داد و آن را از همان مقوله پديده بيروني دانست. اما ملاصدرا پس از همه اين نزاع هاي عقلي حرف ديگري را پيش كشيد.البته ما الان می دانیم که این حرف ملاصدرا تازگی ندارد و قبل از آن بو علی اشاره جالبی به آن کرده است و حتی میرداماد تعبیر و تقریر دقیقی از آن داشته است و حتی عبارات و اصطلاحات او به عینه توسط ملاصدرا تکرار شده است ولی به هر حال شهرت حل این مساله با صدرا ست."آری بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد." طبق این نظر، معلوم به حمل اولي، همان مقوله پديده بيروني است و به حمل شايع، همان كيف نفساني است. به زبان ساده، ذات معلوم و ماهيت آن، همان ماهيت پديده بيروني است ولي همان معلوم، به سبب وجود ذهنی اش جزئي از مصاديق كيف نفساني است. این پاسخ فصل الخطاب فلسفه مسلمانان قرار گرفت. طبق اين نظريه سوژه يا فاعل شناسا، مي تواند به ابژه، بدون هيچ دخل و تصرفي، وجود ذهني دهد و آنرا به تمامي بشناسد بدون آنكه ماهيت آن تغيير يابد. فاعل شناساي ما در اينجا توانايي دخل و تصرف يا قلب ماهيت ابژه را ندارد، ابژه وجود عيني است كه تا مرز وجود ذهني امتداد مي يابد و در ذهن فاعل شناسا مي نشيند.
حال با اين مقدمات، به يك بناي معماري به عنوان ابژه، مي پردازيم و توضیح می دهیم این تور از رابطه بین ابژه و سوژه چه نکاتی را در معماری پس از اسلام این دیار روشن می کند:
1:تعیین بهترین زاویه دید: از آنجا كه ابژه، يك وجود ممتد سيال از عين تا ذهن است. بهترين زاويه نگرش به ابژه هم جايي است كه ابژه، اجازه حداكثر امتداد و كشش را داراست. اگر بيرون از بنا هستيم، بهترين جا، روبرو آن است. جايي كه بنا پس از گذشتن از حوض يا ديواره ای از درخت و سبزه به ديدگان ما مي نشيند مانند حمام فين كاشان. اما بهترين مثال براي اين مدعا، چهل ستون اصفهان است در اينجا بيست ستون در آب انعكاس يافته و پس از گذشتن از اين فضاي بي تعين به ديدگان ما مي رسد، گويي وجود ممتدي از عينيت به ذهنيت ما پل زده است.و اگر درون بنا هستیم بهترین مکان برای رویت بنا همان مرکز بنا ست.جایی که تمامی نقاط بنا گویی با خطوط ممتدی به دیدگان ما می رسد.مسجد شیخ لطف ا... اصفهان بهترین مثال این امر است کافی است تا در مرکز این بنا بایستید تا حس کنید که تمامی این شاهکار معماری با تمام ابهتش به ذهن شما می آید و یا بر عکس با تمامی ابهتش از ذهن شما دور می شود و به عینیت می رسد.
2: انعطاف پذيري و هم عرضي وجود: وجود ممتد و سيال گونه ابژه اي كه تغيير ماهيت نمي دهد، راه را براي نگرش هاي وحدت وجودي باز مي كند. در اينجا خدا همان وجود متعالي است كه رقيق مي شود و به انسان و حيوان و نامي و جمادي مي رسد. در اينجا ديگر موجودات با يكديگر اختلاف ذاتي ندارند بلكه اختلافشان در ميزان بهره مندي از نور وجود است يكي كمتر مي شود و ديگري بيشتر، به نوعي در عين اختلاف مرتبت، هم عرض اند و در عين وحدت، متكثرند. پس لاجرم معماري هم بايد اين وجود ممتد و سيال را به عرصه ظهور برساند و انعطاف پذيري و هم عرضی را به ديدگان بنشاند. بهترين مثال اين امر، استفاده بسيار از مَنْدَل و ترجيح دايره در كاشي كاريها و گنبدها و مدارس و مساجد دانست. جايي كه دايره به واسطه مثلث به مربع تبديل مي شود و بر عكس. گويي وجود است كه سيلان مي كند و به هر پديده اي، بهره اي مي بخشد.دایره ها مثلث می شوند و مثلث ها شش ضلعی و شش ضلعی های کوچک شش ضلعی های بزرگتر.وحدت در کثرت موج می خورد و کثرت در وحدت آرام می گیرد.
3: حداقلي كردن تغيير: در فلسفه مسلمانان ذات و ماهيت ابژه تغيير نمي كند و انسان به عنوان سوژه بايد سعي كند ابژه را تفسير كند. حتي در نگاههاي عرفاني، آدمي را ترغيب مي كنند تا براي شناخت ابژه، در آن نفوذ كند و از خودش درآيد و آن شود. قصه پروانه هاي طالب شناخت شمع عطار را ياد آوريد كه پروانه كامل آن بود كه خود را بر آتش زد تا سر شمع برايش روشن شود. حال اين نگاه در معماري هم تأثير خود را مي گذارد. كاخ ها و عمارت ها، در اين ديار به دو قسمت تقسيم مي شود عمارت تابستاني و عمارت زمستاني و معماران قصد تطبيق با شرايط محيطي مي كنند نه تغيير آن. نوع ساخت و طراحي بنا و مصالح آن با توجه به شرايط اقليمي تغيير مي كند و كوششي در جهت يكسان سازي نوع معماري و مصالح نيست.- مي توان خيلي راحت نوع نگاه فيلسوفان مدرن به طور مثال كانت را با فلسفه مسلمانان به ابژه مقايسه كرد و پی به تفاوت هاي دو معماري برد- باغ دولت يزد با دو عمارت تابستاني، و استفاده حداكثری از منابع طبيعي چون آب و باد، مثال خوبي براي اين بحث است.
کوتاه سخن آنکه در یک بررسی ساختاری،نوع نگاه به ابژه و مسأله شناخت آن می تواند سرفصل قدرتمندی برای ارتباط فلسفه و معماری باشد و شاید به یقین بتوان گفت که تفاوت معماری در شرق و غرب یا دوران مدرن و ماقبل آن محصول تغییر نگرشی ژرف در مسأله شناخت ابژه بود.جایی که سوژه از تعبیر ابژه و جهان به تغییر آن سفر کرد و از تطبیق با جهان، قصد تطبیق جهان با خود کرد.
1- اين نظريه ادعايي مهم در بردارد، در ذيل اين نظريه، يك پديده به تمامي به ذهن مي آيد و ما فقط به بخشی از آن علم پیدا میکنیم. به نوعی آدمي به وجوهي انعكاسي از آن پديده دسترسي دارد. ماننند آنكه شما در عالم رويا، در ذهنتان اموري شكل مي گيرد ولي بعد از آن فقط بعضي از قسمتهايي رويا را به ياد مي آوريد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روشنایی ، هوا و فضای بیشتری را به محیط داخلی ساختمان افزود. در واقع Bloomframe یک قاب پنجره سه بعدی برای نسل جدید می باشد. علاوه بر فضای داخل ساختمان ، فضای خارج نیز از این چهار چوب پنجره بهره می برد. به کار بردن Bloomframe های متعدد در ساختمان نمایی خارق العاده به وجود می آورد. عادت های زندگی هر فرد و همچنین نوع آب و هوای منطقه ، زیبای نما را تحت تاثیر قرار می دهد. همراه با تغییر فصول ، نمای ساختمان نیز تغییر می کند. نمای ساختمان در فصل زمستان بسته بوده و در فصل بهار مانند یک گل شکفته یا باز میشود.

این بالکن که یک تحول اساسی در چهار چوب پنجره می باشد توسط معماران Hofman Dujardim در آمستردام هلند طراحی و ثبت گردیده است. بخش تحقیق و توسعه Hurks geveltechniek در ولد هوون ندرلند ، کانسپت این طرح را به گونه عملی خارق العاده ای تبدیل کرد. این چهارچوب توسط شبکه معماری Alcoa nv در نمایشگاه بین المللی ساختمان و بنا ، ندرلند ، از 5 تا 10 فوریه 2007 در جایگاه A142 ، سالن 1 ارایه شد. این بالکن متحرک به منزله راه حلی برای آپارتمان های فشرده در مناطق منسجم شهری است. با تبدیل سطح عمودی به افقی یک تراس خارجی به آپارتمان افزوده میشود .
بلوم فریم می تواند نقشی اساسی در معاملات املاک آینده داشته باشد. بلوم فریم را می توان در محیط های مختلف به کار برد. با استفاده از این چهار چوب می توان آپارتمان های دانشجویی را به راحتی به فضای بیرونی مجهز کرد یا تراس های مجلل و لوکسی را به اتاق های هتل ها افزود.
با استفاده از بلوم فریم در نو سازی های گسترده ساختمان های قدیمی می توان بالکن را به این ساختمان ها افزود. در واقع از این پس ساخت پیچیده بالکن ها ساده یا ستون دار تنها گزینه ممکن نیست .

با یک فشار ساده بر روی کلید کنترل ، بالکن به سادگی در مدت 15 ثانیه گشوده می شود. با تشکیل یک سطح کوچک چند متر مربعی دو نفر می توانند از لذت صرف کردن صبحانه در هوای آزاد بهره مند گردند. این بالکن علی رغم دارا بودن ساختاری بسیار محکم ، زیبا و شفاف به نظر می رسد. در واقع در طی ساخت و توسعه این چهار چوب ، امنیت اولین اولیت را دارا بوده است. مراحل ساخت و توسعه بلوم فریم تا ماه های آینده نیز ادامه دارد.
انتظار می رود که محصول نهایی تا آخر سال جاری ارایه گردد.

دفتر معماران Hofman Dujardim در آمستردام مسئولیت کانسپت و طرح بالکن بلوم فریم را بر عهده دارد. دو معمار اصلی که ریاست این شرکت را بر عهده دارند Barbara Dujardim و Michiel Hofman می باشند. فعالیت این شرکت در زمینه معماری ، طراحی داخلی و طراحی محصولات می باشد. ویژگی برجسته این شرکت ، توانایی آن در تبدیل ایده های نو آورانه به ساختمان ها و تولیدات قدرتمند و الهام بخش می باشد.

توسعه تولید و فروش توسط : Hurks geveltechniek bv
Hurks geveltechniek bv ( از اعضای Hurk Bouwgroep ) ، در زمینه در و پنجره های فلزی و آسانسور های شیشه ای تخصص دارند. همچنین Hurks علاوه بر تولید محصولات استاندارد ، دارای بخشی مجرب در زمینه تحقیق و توسعه می باشد که به طور مداوم در حال همکاری با معماران است.
همکاری بین Hurks geveltechniek bv و معماران Hofman Dujardim به پیدایش نو آورانه بالکن بلوم فریم منجر گردید.
