تبليغاتX
^^^اهرام^^^

گنبد سرخ مراغه

 

گنبد سرخ یکی از قدیمی ترین بناهای موجود در مراغه است که در قسمت جنوب غربی شهر قرار دارد. نام بانی بنا و تاریخ احداث آنرا می توان از كتیبه جبهه شمالی و نام سازنده آن را از كتیبه غربی ملاحظه نمود. آنچه از این كتیبه ها برداشت می گردد این است که بنای گنبد سرخ در سال542 هجری قمری به دستور عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم و به وسیله بنی بكر محمد بن بندان بن محسن معمار ساخته شده است. به طور كلی گنبد مزبور بنایی مربع شكل است متشكل از سردابه و اتاق اصلی كه بر روی سكوی سنگی قرار دارد و به وسیله هفت ردیف پله می توان به آن دسترسی یافت. پنج پله در جلوی سكو واقع شده و پله ششم و هفتم جزء آستانه درگاه محسوب می شوند. در بازدید آنوبانینی مشاهده شد ورودی گنبد سرخ به سوی شمال باز می شود و شامل درگاه بلند و زیبایی است كه آجركاری پر نقش و نگار ظریفی همراه با كاشی های فیروزه ای كه تازه در معماری سلجوقی متداول گشته بود زینت یافته است. اطراف این آجركاری را كتیبه ای به خط كوفی احاطه نموده كه متن آن چنین است: "امر بینا هذه القبه، الامیر الرءیس العالم فخرالدین عمادالاسلام قوام آذربایجان ابوالعز عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم الله علاه". بر بالای آن كتیبه ای افقی به خط كوفی مشاهده می شود كه متضمن تاریخ بنای كتیبه می باشد: "بنی المشهد فی الحادی عشر من شوال سنه اثنین و اربعین و خمسا". مجموعه این تزئینات معقلی و آجركاری و كتیبه ها و نقش و نگارهای گوناگون جلوه خاصی به بنا بخشیده است. نمای سه ضلع شرقی، غربی و جنوبی گنبد سرخ هر یك دارای دو طاق نمای آجری با طرحهای تزئینی و سه طاق مزین به آجركاری تخمیری می باشد. در كتیبه جبهه شرقی آیه 54 از سوره 39 قرآن كریم نوشته شده و در جبهه غربی كتیبه ای است كه نام سازنده بنا را نشان می دهد: "عمل العبد المذءب الراجی الی عفوالله بنی بكر محمدبن بندان البنا بن المحسن المعمار". در چهار گوشه خارجی بنا ستون های مدوری با تزئینات آجری وجود دارد كه علاوه بر كمك به ایستایی بنا، به زیبایی آن نیز می افزاید. قسمت داخلی بنا به صورت فضایی مربع شكل است كه سه ضلع آن هر كدام دو طاق نما همانند نمای خارجی تعبییه شده است. در گذشته در طول گنبد كتیبه ای گچبری شده مزین به آیات قرآنی بوده كه به مرور زمان ازبین رفته است. چهار روزن در چهار طرف بنا و نیز روزنی در مركز گنبد نور فضای داخلی را تامین می كند. گنبد بنا دوپوش است. پوشش داخلی به صورت عرقچین و پوشش خارجی آن كه به طور كامل فرو ریخته؛ به فرم هرمی بوده است. كف اتاق را از قطعات سنگ تراشیده مفروش كرده و دیوارهای داخلی بنا را با گچ اندود نموده اند. از ظواهر امر این چنین برمی آید كه مقبره اصلی در درون دخمه قرار داشته و اتاق فوقانی، مسجد كوچكی بوده كه پخش نذورات و قرائت قرآن در آن صورت می گرفته است. در حدود 800 سال است كه این بنا در شمال ایران در مقابل تمام حوادث پایداری كرد تا بتواند امروز در مقابل من و شما شهادت دهد كه پدران ما و مردمان بسیار با سلیقه ای بوده‌اند و هنرشان را در همه جا و حتی در مورد ساختن آرامگاههایشان بكار برده‌اند. آرامگاهی كه امروز تحت نام گنبد سرخ شناخته شده مانند مجسمه زیبایی است كه سر و دست او شكسته باشد. قسمت خارجی پوشش آن از میان رفته و در جداره‌هایش سوراخهائی برای روشنائی تعبیه كرده‌اند، و به این مناسبت قسمتی از كتیبه‌های آن خراب شده. و قسمتهای پائین بنا به هم ریخته و بیم آن میرود كه رطوبت در آن اثر كند و آرامگاه را از پا بیندازد. با این حال این بنا بسیار زیبا است ومعماران ایرانی در آن زمان در كار خود ذوق و سلیقه بسیار بكار برده‌اند .اگر كسی در حال حاضر می‌خواست آرامگاهی بسازد قطعاً آنقدر هنر در گوشه دیوار آن به خرج نمی‌داد. این طرح پیچیده و دقیق به قدری با تناسب و موزون است كه خود به منزله شاهكاری از هنر معماری است. گوشه نمای خارجی این طرح را نشان می‌دهد و عبارت از نیمه ستونی است كه با آجر تراشیده ساخته شده و به قدری هنر در آن بكار رفته كه به صورت شاهكاری از هنر آجر تراشی درآمده است.آجر تراشی از ابتكارات معماران ایرانی است و در كشورهای دیگر معمول نبوده است. آجرهای قرمز را به قطعات مورد نظر می‌تراشیدند و روی بنا كار می‌گذاشتند و بوسیله فرورفتگی و پیش‌آمدگی‌ها، نقوش و تزئیناتی ایجاد می‌نمودند كه روی دیوار سایه و روشن مطبوعی ایجاد می‌كرد. اینطور بنظر می‌رسد كه فن آجر تراشی از قرن پنجم در ایران معمول گردید و یكی از نمونه‌های خوب آن، برج سلطان مسعود سوم در غزنه می‌باشد كه تاریخ 508 دارد. گذشت هشتصد سال زمان سر در را به حال خرابه‌ای در آورده ولی به آسانی می‌توان وضع آنرا در زمان بنای اولیه در نظر مجسم كرد. بالای در ورود طاق نمای كوچك، یا قوس شكسته، كه آن نیز از ابتكارات معماران ایران است، دیده می‌شود. نیمرخ نواری قوس بسیار مشكل و پیچیده است و قابل مقایسه با نیمرخ گوشه‌های دیوارهای بنا است. داخل این قوس با آجر تراشیده نقشی به صورت دایره‌های متقاطع بوجود آورده‌اند و برای نخستین بار كاشیهای تراشیده نیز بكار رفته است . این نقش مركزی در داخل كتیبه‌ای كه به خط كوفی نوشته شده قرار گرفته است. متن كتیبه نیز در آجر تراشیده شده و چون كم رنگتر از زمینه آن است به خوبی نمایان گردیده. كتیبه گنبد سرخ (543 هجری) از نظر زیبایی و تناسب به پای كتیبه های برج سلطان مسعود در غزنه (508 هجری) نمی‌رسد. با این حال برای اینكه تمام مطلب مورد لزوم در بالای سر در جای داده شود سلیقه و ذوقی بكار برده شده. قرائت آن به قرار زیر است: امر ببناء هذه القبه الامیر الارئیس العالم فخرالدین عماد الاسلام قوام آذربایجان ابوالعز عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم الله علاه. در داخل دو لچكی كه در بالای قوس شكسته قرار دارد از كاشی های فیروزه ای استفاده كرده با تركیب آن با رنگ قرمز آجر نمای گنبد سرخ را مبدل به یك صفحه مینائی شبیه به صفحات كتب مصور هم دوره خود نموده است. كتیبه دیگری در بالای لچكها قرار گرفته كه تاریخ ساختمان بنا نیز از روی آن معلوم می‌شود. بنی المشهد فی الحادی عشره من شوال سنه اثنین و اربعین و خمسمائه. از كتیبه‌های مذكور در بالا چنین بر می‌آید كه این آرامگاه برای عبدالعزیز بن محمود بن سعد قوام آذربایجان ساخته شده و ساختمان آن در تاریخ 542 به پایان رسیده. تاریخ ایران در اواخر دوره سلجوقیان به قدری پیچیده است كه تشخیص قوام آذربایجان در این تاریخ كار مشكلی است و به هر حال مربوط به تاریخ است و از حدود تاریخ هنر خارج می‌شود. هنر آجر تراشی و تزیین ابنیه بوسیله آجرهای تراشیده كه از قرن پنجم هجری در ایران معمول گردید تا اواخر قرن ششم راه تكامل خود را پیمود.

منبع:ویکی پیدیا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:9 توسط امید امیدی |

معماری یعنی چه؟

واژه « معماری » در زبان عربی از ريشه ی « عمر » به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و « معمار » ، بسيار آباد کننده . در زبان فارسی برابرهايی گوناگونی برای آن آمده است مانند :‌ « والادگر » ، « راز » ، « رازيگر » ، « زاويل » ، « دزار » ، « بانی کار » و « مهراز » . مهراز ، واژه ای است مه از « مه » + « راز » درست شده و برابر مهتر و بزرگ بنايان است که از دو بخش « مه » ، يعنی بزرگ و « راز » يعنی سازنده درست شده است . اين واژه برابر مهندس معمار به تعبير امروزی است . در زبان لاتين نيز واژه [architect][[1]] از دو بخش archi به معنای سر ، سرپرست و رئيس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملا همتراز با واژه مهراز می باشد .

بايد توجه داشت که امروزه واژه « معماری » در دو معنای وابسته بکار می رود :

۱) يکی معماری به عنوان فرايند ساماندهی فضا که اسم معنا شمرده شده است و به يک فعاليت آفرينشگر ( خلاقانه ) آدمی توجه دارد و بر پايه ی علمی-تجربی ، هنر و فناوری ساخت پديد می آيد . اين برداشت بيشتر از سوی معماران صورت ميگيرد .

۲) دوم معماری به عنوان دستاورد ساماندهی فضا يا اثر معماری که اسم ذات شمرده شده است و به ساختمان هايی اشاره دارد که پيش از ساخت آنها اين فرآيند پيموده شده است . اين برداشت بيشتر از سوی باستان شناسان و مورخين معماری بکار می رود .

در يک نعريف کلی از معماری ويليام موريس ([William Morris][2]) چنين می نويسد :

معماری ؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم ، نمی توانیم خود را از حیطه ی آن خارج سازیم ، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای احتیاجات انسان ، در روی کره ی زمین ایجاد شده است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده اند . ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند ، کشف کنند ، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد از ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس متحیر شویم که خاصیت و عملکرد آن چیست . بعکس این بر ماست که هر یک ، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و نظارت کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود ، سهم خود را در این وظیفه ادا کند .




]مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانیarchi-tectureبه معنای ساختن خاص دارد,ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد.آرخه (arkhe)از فعل آرخین(arkhin)به معنای هدایت کردن و اداره کردن است.

منبع :ویکی پدیا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 11:34 توسط امید امیدی |

برج آزادی تهران رادر 24 سالگی طراحی کردم
حسین امانت طراح میدان آزادی

حمید رضا حسینی - برج آزادی که در زمان خود شهیاد نام داشت خیلی زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ایران مدرن شد، این بنا اکنون سی و شش ساله است و نماد انقلاب اسلامی تلقی می شود. فرسوده از گذر زمان و رنجیده از بی مهری کسان، خود را نیازمند مرمت می یابد. با این حال دست بردن در مجموعه ای که ایرانیان سخت بدان خو گرفته اند و خارجیان، ایران امروزی را با تصویرش می شناسند، کاری ساده و خالی از حرف و حدیث نیست.

شهرداری تهران مسؤول مرمت و بهسازی برج و میدان آزادی است و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نظارت بر این کار را به عهده دارد؛ چرا که برج آزادی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

شهرداری بر این باور است که عملیات مرمت را "کاملا اصولی" به پیش می برد، اما سازمان میراث فرهنگی نظر متفاوتی دارد. چندی پیش خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN) گزارش داد که کارشناسان این سازمان، پس از بازدید از کارگاه مرمت و بهسازی برج آزادی، در حضور سرپرست کارگاه گفته اند: "اقداماتی که تاکنون در جزیره برج آزادی به بهانه ساماندهی و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه ای دردناک در تاریخ ساماندهی آثار تاریخی است."

استفاده از واژه "جزیره" برای میدان آزادی، اشاره طنزگونه و تلخی است به قرار گرفتن این میدان در میان ترافیک سنگین ورودی غربی پایتخت و قطع ارتباط پیادگان با میدانی که طرحش ملهم از باغ های ایرانی است و در اصل برای پیاده روی ساخته شده است.

شهرداری نقشه های مرمت را برای تایید به سازمان میراث فرهنگی ارایه کرده و این سازمان نیز به نوبه خود خواستار تایید نقشه ها توسط مهندس ایرج حقیقی شده است؛ یعنی کسی که در زمان ساخت برج آزادی، مسؤول کارگاه برج بود. او اکنون به خارج از کشور سفر کرده است.

در این میان هیچ کس سراغ مردی را نمی گیرد که ایده چنین اثر بدیعی از ذهنش تراوش کرد، همان جوان ۲۴ ساله و تازه از دانشگاه درآمده ای که حالا از مرز ۶۵ سالگی گذر کرده و هزاران کیلومتر آن سوتر از تهران، نگران دست پرورده خویش است: حسین امانت.

 امانت که اینک در شهر ونکوور کانادا سکونت دارد، از معماران نوپردازی است که حتی اگر هیچ کاری غیر از طراحی برج و میدان آزادی انجام نداده بود، بازهم نامش در تاریخ معماری مدرن ایران جاودانه می ماند. اما او در کارنامه خویش، کارهای سترگ دیگری نیز دارد: طراحی ساختمان دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۵۴)؛ ساختمان مرکز صنایع دستی سابق و سازمان میراث فرهنگی امروزی (کامل شده در سال ۱۳۶۳)؛ ساختمان سفارت ایران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲) و آثار دیگری که در سال های دوری از وطن و در کشورهای مختلف جهان ساخته شده اند.

او دعوت گفت و گو را صمیمانه پذیرفت و در اندازه ای که یک گفت و گوی تلفنی میان تهران و ونکور اجازه می دهد، از هویت برج آزادی و دغدغه هایش در این باره سخن راند. با این حال اذعان داشت که اگر بخواهد در هرمورد توضیح کامل بدهد، حاصل سخن، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. تنها امیدش این بود که سخنانش نزد آن ها که اکنون آفریده اش را در اختیار دارند، جدی گرفته شود. آیا این توقع بزرگی برای خالق برج آزادی است؟

برج آزادی  علاوه بر این که نماد شهر تهران و ایران مدرن شد، نماد انقلابی شد که در تقابل با نظام شاهنشاهی بود. چه قابلیت هایی را در این اثر می بینید که توانسته در مدت کوتاهی نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟

آزادی طوری طراحی شده که معطوف به حقیقت، جوهره و عمق فرهنگ ایران است. یعنی با توجه به آنچه که در طول تاریخ بر سر ایران رفته و عظمتی که در تاریخ این کشور هست، ساخته شده. درست است که این کار در زمانی انجام شد که یک وضع سیاسی دیگری در ایران حکمفرما بود، اما وقتی من آن را طراحی کردم به تمام دوره های تاریخی و به آینده ایران فکر می کردم؛ نه به آن وضع سیاسی خاص.

البته اصلا فکر نمی کردم که آزادی این طور در دل مردم ایران نفوذ کند. آزادی درست مثل بچه ای بود که شما به دنیا می آورید و نمی دانید که او در آینده چگونه خواهد شد. این بچه بزرگ می شود و زندگی مخصوص به خودش را پیدا می کند که دیگر در اختیار شما نیست. آزادی هم همین طور شد و فکر می کنم به این خاطر در دل مردم جا باز کرد که خیلی ایرانی است و جوهره فرهنگ ایران را در خود دارد.

این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟

همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود.

در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند.

رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید.

در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند.

در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.

دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است.

مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.

شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟

خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.

خب، آدم وقتی برج آزادی را با این توصیفی که شما گفتید، می بیند، متوجه می شود که این اثر حاصل درک عمیقی از سنت های تاریخی و هنر و معماری ایران در دوره های مختلف است. چطور یک جوان ۲۴ ساله به این درک رسیده بود؟

من از کودکی در خانواده ای بزرگ شدم که عاشق فرهنگ ایران بود و در یک مکتب فکری پرورش پیدا کردم که می گوید زیبایی های دنیا در هر کجا که باشد، متعلق به همه دنیاست و هنرمند باید به همه این زیبایی ها مراجعه کند.

وقتی کوچک بودم، یک روز پدرم مرا به تخت جمشید برد. وقتی از پله های تخت جمشید بالا رفتم، عظمتی را دیدم که قلب من را برای همیشه از آن خودش کرد. تجربه ای بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و فکر می کنم کارهایی که بعدا در زمینه معماری انجام دادم، بیشتر به این تجربه و حس مربوط می شود. یک مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذارید .

اگر اجازه بدهید، بپردازیم به مسایلی که امروزه گریبانگیر برج آزادی است. در حال حاضر دست کم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا برای برج آزادی مطرح شده؛ یکی نفوذ رطوبت حاصل از آبیاری چمن های میدان به پایه های بنا و احتمالا فونداسیون؛ دوم آلودگی شدید هوا ناشی از تردد خودروها و فعالیت کارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگین ترافیک در میدان آزادی و لرزشی که تردد خودروها ایجاد می کند. هر کدام از این عوامل را چقدر آسیب زا می دانید و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟

همه این عوامل خیلی مهم است. از آنجا که بخش های زیر زمینی میدان خیلی بزرگ است، صدمه دیدن عایق ها یعنی قیرگونی دیوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله ای جدی است که باید فورا به آن رسیدگی شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعیف می کند.

من عکس هایی را از آزادی دیده ام که نشان می دهد لای سنگ ها گیاه سبز شده و فکر می کنم هر ساختمانی هرچقدر که محکم باشد، اگر مدتی به آن نرسند - که در این ۳۰ سال گذشته این طور بوده - خراب می شود. در مورد رشد گیاهان در لابلای سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ریشه گیاه سنگ ها را خرد می کند.

برای مرمت آزادی باید توجه داشت که این بنا چطور طراحی شده و چه تکنیک هایی در ساخت آن بکار رفته است. این بنا سنگ هایی دارد که در قسمت پایین برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشانی است که به نظر من یک کار بی نظیری انجام داده اند. چون آن وقت که ما آزادی را می ساختیم، هیچ کس برای پول کار نمی کرد و برای همه، این یک کار عاشقانه ای برای مملکت بود.

این سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده ای است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جریان مرمت از سیمان برای بندکشی استفاده کنند، این کار باعث شکستن سنگ ها می شود. به خاطر این که در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگ ها و بتن زیر آن ها مرتبا منبسط و منقبض می شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگی خرد می شوند.

این را هم بگویم آقای مهندس ایرج حقیقی که الان در ایران هستند و مهندس کارگاه برج بودند، یکی از بهترین کسانی هستند که در مورد مرمت آزادی می توان به ایشان مراجعه کرد.

آلودگی هوا چطور؟

آلودگی هم مسأله مهمی است و وضع اسیدی هوا روی سنگ های برج اثر می گذارد. سنگ های شهیاد که مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهکی است و از آلودگی هوا آسیب می بینند.

به نظر من راه حل اساسی این است که ترافیک اطراف میدان را کم کنند، اما نباید جریان رفت و آمد قطع شود. حتما باید اتومبیل از آن اطراف رد شود و زندگی در آن جا جریان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولی به نظرم تردد وسایلی مثل اتوبوس و کامیون و تعداد زیاد اتومبیل باید بررسی و محدود شود. ضمنا نباید کاری کنیم که اتومبیل ها یک مانع و دیواری در مقابل شهیاد بوجود بیاورند و مانع بشوند که مردم به سوی میدان بیایند. یعنی در طرح های شهری خیابان های میدان، باید سعی کرد مردم راحت به باغ وسط برسند.

در مورد لرزش ناشی از تردد خودروها که اشاره کردید، باید بگویم آزادی آنقدر محکم ساخته شده که نباید پایه هایش با این حرف ها بلرزد. مهندس مشاوری که آزادی را طراحی کرده، یک از بهترین ها در دنیاست.

بنا محکم است، ولی هر بنای خیلی محکم هم اگر زیرش خالی شود، می خوابد. من نمی دانم اطراف آنجا چه اتفاقی می افتد، اما فکر می کنم باید خیلی مواظب بود.

الان شهرداری تهران در حال بازسازی محوطه میدان آزادی است و ممکن است در جریان این کار برخی عناصر و اجزاء میدان دگرگون شوند. آیا طراحی میدان آزادی پیوستگی ضروری با برج دارد، یعنی اگر دخل و تصرفی در طراحی میدان صورت بگیرد ، به کلیت طرح و مفاهیم آن یا حتی ساختار معماری اش لطمه خواهد خورد؟

قطعا همین طور است. نقوشی که در میدان هست و باغچه ها و گل کاری ها را شکل می دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده است.

روابط لوگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره های گذشته را نشان می دهد. اگر این طرح که در میدان استفاده شده به هم بخورد، ایده اصلی کار از بین خواهد رفت.

طرح آب نما و فواره ها هم ملهم از باغ های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج آزادی ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و نمی شود بلندتر از این ساخت. ولی من می خواستم وقتی به بنا نزدیک می شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود.

ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می شوید و می رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می شوید، دوباره بالا می آیید.

زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می رسند، خط های قوسی جالبی را ایجاد می کنند که نمی شود به آنها دست زد. در بازسازی میدان باید به این ظرایف توجه کرد.

در عکس هایی که دیده ام، کاشی کاری شیارهای نمای اصلی و روی گنبد اغلب خرد شده است. این اشکال کاشی معرق ایرانی است که که می دانید از تکه های کوچکی که کنار هم می گذاریم، تشکیل شده و در زمستان با نفوذ برف و باران یخ می زند، می شکند و فرو می ریزد.

امروزه با پیشرفت تکنیک کاشی، رفع این مشکل که در اغلب بناهای قدیمی مشاهده می شود، ممکن است. امیدوارم در تعمیر این کاشی کاری ها نهایت دقت انجام شود که طرح اصلی آن که الهامی مدرن از نقوش سنتی ایرانی است، محفوظ بماند و تغییر نکند.

غیر از این موارد، توصیه دیگری هم به متولیان بازسازی میدان آزادی دارید؟

من شنیده ام که مدت زیادی است آزادی به روی مردم بسته شده که البته به خاطر تعمیرات است. ولی این کار نباید زیاد طول بکشد. چون وقتی بنا تعطیل می شود، از بین می رود. نگهداری مداوم بنا مستلزم فعالیت در آن است.

داخل آزادی از نظر مرمت کار زیادی ندارد و چون داخلش بتن لخت است، همیشه نو است و کافی است که آن را تمیز بکنند. اما حیف است که به این بنا رسیدگی نکنند و درهایش به روی مردم بسته باشد .

غیر از برج آزادی برخی بناهای تاریخی تهران مثل سر در باغ ملی، شمس العماره و ساختمان موزه ملی ایران خیلی شاخص هستند و تا حدودی نمادهای شهری به حساب می آیند. اما بناهای دهه های اخیر مثل مصلای تهران، ساختمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی یا ساختمان کتابخانه ملی نتوانسته اند این شاخصه و وجه نمادین را پیدا کنند. به نظر شما چه عناصری در این بناها مفقود است که نمی توانند نماد شهری باشند؟

یک کتابخانه هدفش این است که مردم بروند آن جا و از کتاب ها استفاده کنند، همین طور بناهای دیگر هر کدام به منظور خاصی ساخته شده اند، اما همان طور که اشاره کردید، می توانند نمادین هم باشند. مانند بناهای دوره صفویه در اصفهان.

معماری دنیا در حال تحول خیلی سریع است و معماران در هر کجای دنیا به تکنولوژی و امکاناتی دست پیدا کرده اند که قدرت انتخاب زیادی به آنها می دهد.

دیگر مثل دوره صفویه نیست که فقط آجر داشتند و قوس می زدند و همواره هماهنگی در کارشان بود. بعضی از دوران ها در تاریخ دنیا مثل بهار شکفتگی هستند و در آنها گل های زیادی پرورش پیدا می کند؛ مثل رنسانس در تاریخ اروپا یا دوره سلجوقی و صفوی در تاریخ ایران.

الان وضعیت به خاطر فنون و مصالح جدید عوض شده و مدتی طول می کشد تا این پختگی پیدا شود. در چین هم همین آشفتگی ها وجود دارد. دوران آزمایش است.

من وقتی ساختمان مرکز صنایع دستی یعنی سازمان میراث فرهنگی فعلی را می ساختم، استفاده های بی مورد و عجیب و غریب از قوس ها و مقرنس ها در معماری ایران خیلی زیاد شده بود. من در آنجا با مراجعه به سنت معماری ایران یک گنبد رسمی بندی شده آجری را درست کردم تا بگویم هنوز هم می شود با تکیه بر گذشته یک کارهایی کرد. ولی این بنا نیز آن جنبه نمادین را ندارد، چون هدف دیگری داشته است.

یک وقت هایی اثر دنیای پیشرفته بر ما خیلی زیاد است و بدون این که بدانیم چه کار داریم می کنیم، به تقلید از دیگران می پردازیم. ولی به طور کلی فکر می کنم معماران ایرانی، معماران بسیار خوبی هستند. متأسفانه من کارهای اخیری را که همکارانم در ایران کرده اند، ندیده ام تا اظهار نظر کنم.

اگر دوباره به شما پیشنهاد دهند که یک بنای یادبود و نمادین برای تهران طراحی کنید ، یادبود چه چیزی را می سازید و چه مفاهیمی را در ساختار آن بکار می گیرید؟

می دانید، یادبود مربوط است به آنچه بر یک فرد یا یک جامعه ای گذشته؛ یک چیزی است که وقتی آن را می بینید فکر می کنید چه خبر بوده است. من یک دوره با توجه به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته، کاری را انجام دادم. اما تا مأمور کار دیگری نشوم نمی توانم بگویم آن کار چیست.

باید مأمور بشوم تا مثل بچه ای که می گویند مشق بنویس، یک مدتی در شور و التهاب باشم و سختی بکشم. باید یک مقداری دعا و مناجات داشته باشم تا متمرکز شوم و از درون این تمرکز یک فکری بیرون بیاید. باید مأمور بشوم تا توکل کنم.

آیا این مناجات و توکل برای طراحی آزادی هم وجود داشت؟

البته، البته، وقتی می خواستم این کار را انجام بدهم، دعا کردم؛ چون می دانستم که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم. آزادی را ساختم تا بگویم ایران از دوران سخت گذشته می گذرد و به آینده ای درخشان می رسد. در این تردیدی نیست.

 منبع :بی بی سی

منبع:عصر ایران

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 8:37 توسط امید امیدی |

برج پیزای ایران بازسازی می شود
با همكاری كارشناسان ایتالیایی، مقبره و برج شمس تبریزی در شهرستان خوی مرمت می شود.
با همكاری كارشناسان ایتالیایی، مقبره و برج شمس تبریزی در شهرستان خوی مرمت می شود.
مقبره شمس تبریزی كه دارای برجی به ارتفاع ۱۷ متر است از چند سال گذشته به طور محسوسی منحرف شده و بیم آن می رود در صورت اقدام نكردن بموقع، بنای برج در آینده فرو ریزد.
مناره شمس تبریزی در شهرستان خوی در دوره صفویان و به احترام این شاعر و عارف نامی كشور ساخته شده است.
طبق اسناد موجود، این بنا به دستور شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و مناره آن به وسیله شاخ قوچ های وحشی تزئین شده است. گفته می شود استفاده از شاخ قوچ در مناره یاد شده برای نشان دادن قدرت و مهارت شاه اسماعیل در شكار قوچ در یك روز صورت گرفته است.
مدارك و تصاویر مینیاتوری باقیمانده از مقبره شمس تبریزی در شهرستان خوی نشان می دهد این بنا در ابتدا از ۳ مناره دور قبر شمس تشكیل شده بود كه به دلایل طبیعی اكنون تنها یكی از آنها مانده است.
برج شمس ۳‎/۴۰ متر قطر داشته و مساحت آن نیز ۱۱ متر است.
گفتنی است برخلاف تصور عموم، آرامگاه شمس در فاصله ۱۰ متری از مقبره ساخته شده قرار دارد. از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی، طرحی در حال بررسی است تا بارگاهی هم شأن شمس در خوی ساخته شود.
● سال مولانا و توجه به مقبره شمس
شاید یكی از بهترین دستاوردهای سال جهانی مولانا و برگزاری همایش مولوی در ایران، توجه به مقبره پیر و فرسوده شمس تبریزی در شهرستان خوی بود. در حالی كه طی سالیان گذشته مسئولان محلی بارها از خطر تخریب مقبره و برج شمس تبریزی به دلیل رسیدگی نكردن و مقاوم سازی نشدن خبر می دادند اما تا امسال تقریباً هیچگونه اقدام عملی در این مورد صورت نگرفته بود. علی محبوبی، مسئول دبیرخانه اجرایی كنگره شمس تبریزی در شهرستان خوی می گوید: به بركت سال مولانا و برپایی كنگره شمس در شهرستان خوی، این مقبره دوباره كانون توجهات شد.
وی با اشاره به مباحث مطرح شده پیرامون اجرای طرح های مختلف در اطراف مقبره شمس می افزاید: قرار بود فضای اطراف مقبره شمس تبریزی خریداری شده و طرحی در شأن شمس و مولانا در این مكان ساخته شود.
محبوبی با بیان این كه در طول دهه گذشته تنها تعداد محدودی از املاك اطراف مقبره خریداری شد می افزاید: با این حال اما به دلیل تعدد دستگاه های اجرایی و مشخص نشدن متولی اجرای طرح، تمامی این طرح ها در حد حرف و سخن باقی ماند.
با همه این اوصاف اما برگزاری همایش شمس و مولانا در ایران كه در شهرهای تهران، تبریز و خوی برپا شد فرصتی مغتنم برای اجرای طرح های ساماندهی مقبره شمس به شمار آمد.
هم از این رو نیز اجرای نوسازی و بهسازی مقبره و فضای اطراف آن از سوی ۲ نهاد جداگانه تهیه و به مورد اجرا گذاشته شده است.
● كارشناسان برج پیزا در ایران
خسرو فری، كارشناس مسئول حفاظت آثار آذربایجان غربی در این باره می گوید: بر اساس بررسی های صورت گرفته، برج شمس تبریزی به میزان ۵ تا ۱۰ درجه منحرف شده است.
وی درباره زمان آغاز انحراف در برج شمس تبریزی می افزاید: كارشناسان میراث فرهنگی از دهه گذشته متوجه آغاز انحراف در بنای برج شمس شده اند.
این كارشناس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با اشاره به دلایل انحراف برج یاد شده تصریح می كند: از آنجایی كه سمت انحراف برج به سوی منازل مسكونی اطراف مقبره شمس تبریزی است، مهمترین دلیل این پدیده نفوذ رطوبت و فاضلاب های شهری در اطراف این برج تاریخی است.
مهندس فری درباره اقدامات صورت گرفته برای جلوگیری از تخریب مقبره شمس تبریزی می گوید: در حال حاضر مطالعات اولیه برای روشن شدن وضع كنونی برج آغاز شده كه مشخص شود آیا انحراف ادامه دارد یا متوقف شده است.
وی با بیان این كه این مطالعات ۲ سال طول خواهد كشید می افزاید: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای جلوگیری از ادامه انحراف برج و بازگرداندن آن به حالت اولیه به دنبال استفاده از فناوری های پیشرفته جهانی است.
خسرو فری از آغاز مذاكره با كارشناسان خبره خارجی در این طرح خبر داده و می گوید: از آنجا كه وضع بوجود آمده برای برج شمس تبریزی با وضع برج پیزا تشابه دارد، از كارشناسان و مهندسان ایتالیایی برای تثبیت وضع فعلی و یا برگرداندن برج به حالت اولیه استفاده خواهد شد.
● حرم تا حرم به افتخار شمس و مولانا
به دنبال اجرای طرح مقاوم سازی بنای شمس از سوی میراث فرهنگی، شهرداری خوی نیز با ارائه طرحی به نام «حرم تا حرم» طرح آزادسازی فضای اطراف مقبره شمس تبریزی را آغاز كرده است.
حیدر موسی پور، ناظر طرح حرم تا حرم در شهرداری خوی با اشاره به ویژگی های این طرح می گوید: طرح آزادسازی فضای اطراف شمس تبریزی با ارائه طرحی به نام «از حرم تا حرم» به اجرا گذاشته می شود.
وی می افزاید: فاصله مقبره شمس تا حرم امامزاده سید بهلول در شهرستان خوی به وسعت ۱۰ هكتار از سوی شهرداری خریداری و به مجموعه فرهنگی- تاریخی تبدیل می شود.
به گفته موسی پور، این طرح در فاز برداشت وضع موجود قرار داشته و اجرای طرح یادشده نیز در قالب بافت فرسوده و تاریخی شهرستان خوی انجام می گیرد.
ناظر طرح حرم تا حرم با بیان این كه اعتبار طرح مذكور از طریق فاینانس یا اوراق مشاركت تأمین خواهد شد تصریح كرد: اجرای طرح بهسازی خود مقبره شمس از سوی سازمان میراث انجام شده و شهرداری خوی نیز در تملك و مسیرگشایی فضای اطراف مشاركت می كند.
در همین حال، غلامعلی شریف، رئیس شورای اسلامی شهرستان خوی از صرف اعتباری بالغ بر ۲‎/۵ میلیارد ریال برای آزادسازی املاك حریم مقبره شمس تبریزی خبر می دهد.
وی می افزاید: احیا و محوطه سازی مقبره شمس تبریزی با همكاری خوب مجموع ادارات بالاخص مسئولان محترم قضایی، انتظامی و سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته است.
شریف تصریح می كند: مطالعه این طرح از طرف شهرداری خوی به مشاور مربوطه واگذار شده، امیدواریم زمینه جذب اعتبارات اجرای این طرح از محل اعتبارات ملی و استانی از سوی مسئولان ذیربط به صورت جدی پیگیری گردد، هر چند كه فعلاً اعتباری برای آن تخصیص نیافته است.
خسرو فری، كارشناس مسئول حفاظت آثار آذربایجان غربی نیز می گوید: برای اجرای طرح های مقبره شمس تبریزی در مرحله اول اعتباری حدود ۲۰ میلیارد ریال برای مدت ۳ سال پیش بینی شده است.
به گفته وی، در طرح فرهنگی- تاریخی شمس تبریزی فضاهایی چون: بازار سنتی، فرهنگسرا، هتل، كتابخانه، سالن موسیقی و ... پیش بینی شده است.

مهرداد خوشكارمقدم
گزارش: روزنامه ايران
+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 13:2 توسط امید امیدی |

مسجد تاریخانه دامغان

مسجد تاریخانه در جنوب شرقی دامغان واقع شده و یکی از بهترین نمونه‌های مساجد نخستین در ایران و قدیمی‌ترین بناهای پس از اسلام است. درباره تاریخانه و زمان ساخت بنای اولیه آن، صاحب‌نظران بسیاری بحث کرده‌اند. نویسنده مرآه البلدان، دستور ساخت تاریخانه را به امیرالمؤمنین علی(ع) نسبت داده و آندره گدار، تاریخ ساخت این بنا را اواسط قرن دوم هجری ذکر کرده است. آرتور پوپ، ساخته شدن این مسجد را بین سال‌های 130 تا 170 هجری دانسته و محمد کریم پیرنیا تاریخ ساخت آن را حدود 150 هجری می‌داند.
 در وجه تسمیه این بنا گفته‌اند که تاری به معنای خداست و تاریخانه یعنی خدای خانه. عده‌ای بر این باورند که این مسجد قبلاً آتشکده بوده و پس از تسلط اعراب‌، آن را ناری‌خانه خوانده‌اند و سپس به تاریخانه معروف شده است.

 
ادامه مطلب در خود سایت عمران و معماری
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 10:0 توسط امید امیدی |


ظرافت انديشه


طاق و قوس در معماري ايران مجموعه اي است گرانقدر که درباره ي پوشش هاي قوسي و طاقي به گونه اي جامع بحث مي کند. در بخش اول آن تاريخ پيدايش قوس مورد بحث قرار مي گيرد و نمونه هاي مشهوري از اولين بناهاي تاريخي بررسي شده است و سپس از شيوه هاي شش گانه معماري ايران با جملاتي ساده و بياني زيبا سخن رفته است. نخست مشخصات شيوه ي پارسي و پارتي و ابعاد بناهاي معظمي مانند «تخت جمشيد»، «طاق کسري» و «طاق بستان». « زمرشيدي» در اين باره از نظرات «گيرشمن» و «گدار» استعانت مي جويد و ابعاد و اندازه ي بناها را به دقت به بحث مي کشد و فهرستي از بناهاي معروف عصر ساسانيان را که در گوشه و کنار ايران پراکنده اند و هنوز بسياري از آنها پابرجا هستند ، به دست مي دهد و سپس شيوه ي خراساني مورد توضيح قرار مي گيرد. شيوه ي خراساني از قرون اوليه دوره ي اسلامي در ايران و در دوره هاي صفاريان ، سامانيان و غزنويان تا پيدايش ديلميان در تمامي سرزمين هاي خاوري اسلام معمول بوده است. نويسنده، مسجد جامع اصفهان را از اين دوره نمونه مي آورد. بايد توجه داشت که بناي مسجد جامع اصفهان از اين دوره شروع و ادامه آن در دوره هاي بعدي ساخته شده و انواع سبک هاي معماري در آن يافت مي شود.

 اين اثر پر قدر و ساده و بي آلايش ، مرجعي است براي دانش پژوهان و هنر دوستان و دانشجويان و معماران که با استفاده از آن مي توانند در طرح ها و پروژه هاي خود، روحيه ، فرم و معيارهاي معماري دوران اسلامي را متناسب با عملکردهاي خاص زنده نمايند.

شيوه رازي که از اوايل دوره ي ديلميان آغاز و پس از ايلغار مغول و تا پايان دوره ي سلجوقيان در پهنه ي ايران بزرگ و آسياي صغير رواج داشته، مورد بحث قرار مي گيرد. شيوه ي آذري که بين حکومت ايلخاني و زمامداري تيموريان برپا بوده، تحولاتي را در اجزاء معماري مثل گنبدهاي مخروطي و هرمي شکل و گنبدهاي دو پوسته و قوس هاي تيز و تحولات شگرف در گره سازي و معرق به وجود آورده است.

شيوه ي اصفهاني که از دوره ي تيموريان آغاز مي شود و در دوره ي صفويه به نهايت اوج خود مي رسد آخرين شيوه اي است که به صورت خلاصه به کاربرد ضوابط هندسي و رياضي به آن اشاره مي شود.

ادامه در ادامه مطلب.......

 منبع: معمار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 9:55 توسط امید امیدی |

من همه چیز خود را به گرسنگی و مشقات ایام جوانی مدیونم. ناپلئون

نای بنـــد، بهشتی در کویر
 
                                                                  

 

بیشتر کسانی که از جاده بین المللی طبس- راور عبور کرده اند، حتما با منطقه سبزی که در پناه کوههای کم ارتفاع نای بند جای گرفته است، آشنایی دارند. زندگی در این جزیره سبز سالهاست به یمن آب جاری از قناتهایش که بهشتی را در دل کویر خشک لوت پدید آورده است، جریان دارد و مدتهاست که دیگر کسی آن را به یاد نمی آورد. آرک نویز سعی کرده است تا در این مقاله، معرفی کوتاهی از روستا و معماری هیجان انگیز آن داشته باشد.

موقعیت اقلیمی و جغرافیایی:
روستای نای بند در جنوب شهرستان طبس، در کنار جاده طبس- راور و تابع دهستان کویر با 105 کیلومتر فاصله از مرکز دهستان، روستای زنوغان، و 134 کیلومتر فاصله با نزدیکترین شهر، دیهوک، واقع شده است. تابستانهای بسیار گرم و آفتابی و زمستانهای معتدل به همراه وجود قنات ها وچشمه هایی که آب مورد نیاز روستا را تامین میکند، باعث می گردد اراضی این روستا همواره قابل کشت باشد. از درختان و گیاهانی که در این روستا به عمل می آیند انواع مرکبات، نخل، توت وانواع محصولاتی نظیرگندم، جو، سبزیجات و حبوباتی است که بیشتر برای تامین نیازهای عمومی خانوارها کشت می شوند.

محیط کالبدی و خصوصیات معماری ابنیه روستا:
بافت و نحوه استقرار ابنیه روستا که ساخت کالبدی ماسوله و ابیانه را در ذهن تداعی میکند، بر روی صخره سنگ بزرگی در دامنه کوههای نای بند و به صورت کاملا ارگانیک شکل گرفته و غالبا 2 طبقه هستند. بیشتر خانه ها دارای حد و مرز مشخصی نیستند و اغلب در استفاده از بسیاری فضاها نظیر: تنور خانه، توالت، آغل و فضاهای ورودی و حیاط مالکیت اشتراکی دارند.

      

بسیاری از کوچه های روستا سرپوشیده و به شکل ساباط اند. سکویی برای نشستن نیز در آن به چشم میخورد که ظاهرا به عنوان فضای جمعی استفاده می گردد. هیچ انتظام خاصی در شکل گیری محلات یا کوچه های روستا وجود ندارد و بافت روستا از شیب طبیعی زمین پیروی می کند.

عمده ترین مصالح مورد استفاده در ساختمانهای این روستا، خشت و کاهگلی است که به سبب استفاده از شن های تیره رنگ این نواحی ، خاکستری رنگ می باشند. از سنگ نیز به عنوان کرسی چینی و نوعی تحکیم در ابتدای دیوارها استفاده شده است. استفاده از سازه های مختلفی در ساخت منازل این روستا مرسوم است. برای پوشاندن سقف خانه ها، تیرهایی از جنس تنه نخل و پوششی از برگ درخت خرما، در بسیاری از منازل دیده می شود ولی استفاده از طاق و قوس نیز در بناهای اعیانی کاربرد داشته و در بهترین حالت، تذهیب یا یک نقاشی ساده زینت بخش سقف اتاق می گردد.

به علت صخره ای بودن بستر روستا امکان گود برداری و حفر چاه وجود ندارد به همین علت، توالت های دو طبقه در این منطقه مرسوم است. طبقه اول این توالت ها با 50 تا 1 متر ارتفاع به عنوان انباره ای برای فاضلاب ساخته می گردد که در هنگام پر شدن انبـاره، با مخلوط کردن خاک و فاضلاب، از آن در مزارع اطراف استفاده می کنند.

یکی دیگر از مشخصه های بناهای این روستا، استفاده گسترده از کنگره های مثلثی شکل در نماها و جداره های ساختمانها می باشد. این کنگره ها که غالبا در جبهه های شرقی و جنوبی به وفور دیده می شوند، فرم خاصی از بادگیر بوده که در جهت بادهای مطلوب روستا ساخته شده و همچنین به عنوان فیلتری در برابر بادهای همراه با شن عمل می نماید. استفاده ازدیوارهای ضخیم خشتی با کمترین مقدار بازشو علارغم کاهش استفاده از نور طبیعی روز، باعث کاهش تبادل حرارتی ساختمانها و در نتیجه نوعی همسازی با اقلیم می گردد.

با وجود طوفاهای شن و بارانهای موسمی شدیدی که مهمترین عامل فرسایش و تخریب روستا به حساب می آید و نیز مهاجرت عده زیادی از اهالی، این روستا هنوز مسکونی بوده وبا توسعه آن، بناهای جدیدی در قسمت شمال آن ساخته شده است.

 

منبع:
روستای نای بند، 1382، مهدی مشهدی- صادق صفا- رضا قربانی- شیرین صادقی- فاطمه دین محمد پوری، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

آرک نیوز

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 11:12 توسط امید امیدی |

 
free counters