تبليغاتX
^^^اهرام^^^

 

ساروج چیست؟

 

ساروج در گذر زمان :

ساروج یکی از مصالح قدیمی مصرف شده در ایران و بعضی کشورهای کنار خلیج فارس می‌باشد که تاریخ شروع کاربرد دقیق آن را نمی‌توان حدس زد ولی نمونه‌هایی  700  ساله از ساروج هم‌اکنون در نقاط مختلف ایران یافت می‌شوند. از کشورهای دیگری که ردپایی از ساروج در آن یافتیم و در دانشگاههای آن نیز، به ساروج به عنوان یک ملات نگریسته می‌شود، کشور عمان می‌باشد که در دانشگاه «سلطان قابوس» ، حتی مقاله‌هایی نیز در این زمینه ارائه گردیده است. آخرین باری که در ایران از ساروج استفاده شده حدود هشتاد سال قبل و در ابتدای دوره پهلوی بوده که از این تاریخ به بعد این ملات کلا به فراموشی سپرده شده و از صحنه معماری ایران حذف گردیده است و فقط در کتب مصالح به آن اشاره شده‌است.

کاربردهای ساروج  :

- ساروج با توجه به خاصیت اصلی آن یعنی نفوذپذیری بسیار اندک به عنوان روکش در سازه‌هایی که در تماس مستقیم با آب بوده‌اند مانند آب‌انبارها ، حوضها ، حمامها و … مورد استفاده قرار گرفته است.

- ساروج با توجه به نحوه اجرای آن از سطحی بسیار بسیار صاف و براق برخورداراست که این ظاهر ساروج ، باعث استفاده از آن در امر تزئینات ساختمان گردیده.

مواد تشکیل دهنده ساروج  :

بدنه اصلی ساروج از ترکیب آهک با سیلیس فعال شکل می‌گیرد. نکته مهم در اینجا فعال بودن سیلیس می‌باشد که به سیلیس آمورف یا بی‌شکل معروف است چرا که ساختمان آن بلوری نمی‌باشد. در گذشته برای تامین سیلیس از خاکستری که در محل با سوزاندن فضولات حیوانی حاصل می‌شد استفاده می‌کردند که امروزه می‌توان از جایگزینهایی مانند سیلکافوم (میکروسیلیس) استفاده کرد. یکی از معایب اصلی ساروج خاصیت کاهش حجم آن می‌باشد که با توجه به کاربرد ساروج در امر پوشش ، این خاصیت باعث ترک خوردگی در سطح و در نتیجه ایجاد اختلال در نقش اصلی آن یعنی نفوذناپذیر کردن سطح می‌شود. برای کاهش اثرات این خاصیت مخرب، در گذشته از الیاف طبیعی که شامل الیاف گیاهی مانند لوئی که از نوعی نی بدست می‌آمده و همچنین الیاف حیوانی مانند پشم بز و شتر و یا گاهی موی سر انسان ، استفاده می‌شده است. امروزه می‌توان از الیاف مصنوعی مانند الیاف پلیمری ، فلزی و یا شیشه‌ای بجای الیاف مصنوعی استفاده کرد. در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا گاهی برای بدست آوردن ساروجهایی با خاصیتهای مختلف از ماسه ریز دانه استفاده می‌شده است ولی این ماسه کارآیی ملات را پایین می‌آورده که برای جبران آن از خاک رس استفاده می‌شده است. گاهی مواد افزودنی خاصی مانند تخم مرغ به ساروج اضافه می‌شده که فقط باید با آزمایش اثرات دقیق آن را تعیین نمود.

:::::همکلاسی:::::

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:1 توسط امید امیدی |

نادر اردلان- بهرنگ مجيدي
نادر اردلان معماري پركار محقق و معلمي تواناست او در ايران متولد شد و در سن هفت سالگي همراه خانواده اش به ايالات متحده امريكا سفر كرد او 18 سال از زندگي اش را به تحصيل در امريكا گذرانده و كارش را با اسكيدمور اونيگز مريل در سانفرانسيكو آغاز كر و در سال 1964 به ايران بازگشت و به دنبال آن موقعيتي را به عنوان رياست بخش معماري شركت نفت در ميادين نفتي ايران پذيرفت او به همراه خانواده اش به مسجد سليمان رفت جايي كه اولين چاههاي نفت در خرابه هاي معابد زرتشتيان كشف شده بوند او در آنجا مدت 2 سال ساختمانهاي زيادي را طراحي كرد . نادر اردلان مقدار زيادي از آگاهي اكولوژيكي خود را در طي همكاري نزديك با يان مك هارگ كه كتاب طراحي با طبيعت را به رشته تحرر در آورده پرورش داده تجربه او با اكولوژي به مدت جهار سال الي پنج سال تجربه هيجان آوري بود كه اداره محيط زيست به او و يان مك هارگ ماموريتي براي طراحي پارك محيط زيستي در تهران ماموريت داد از جمله تاثير گذار ترين معلمان او مي توان به لويي كان اشاره كرد كه در سالهاي تحصيل او كان برخي از مهمترين كارهايش را مي ساخت نادر اردلان بعد از مدتي با لويي كان كارش را شروع كرد اين كان بود كه توصيه نامه هايي را با انتشارات دانشگاه شيكا گو نوشت كه حس وحدانيت مي بايد چاپ شود . تفكرات كان د رابره اعتدال و غير اعتدال خصوصا تا زماني كه به كارش در ايالات متحده و هند و بنگلادش مربوط بود اثر شديد و مهمي در تفكر طراحي نادر اردلان داشت و تاثير غير اعتدال بود كه او آن را در فرهنگ ايراني و طي مطالعه اجمالي موسيقي – صنايع -ادبيات – شعر – طراحي باغ- و در نهايت معماري گذشته ايران كشف كرد. محيطهاي بسيار گرم و خشك و نيمه مرطوب بود كه سر آغاز انديشيدن اردلان درباره معماري سازگار با محيط شد . او به زودي نارسايي تحصيلات امريكايي خود را ياف كه براي به عهده گرفتن طراحي مناسب با فرهنگ آماده نساخته بود .
در آن زمان رومن گيرشمن –باستان شناس بزرگ فرانسوي در خرابه هاي معابد آتش زرتشتيان مشغول حفاري بود و اساسا روي ساختمانها وسايتهاي هخامنشيان و ساسانيان كار مي كرد نادر اردلان در انتها و در ترسيم پلانهاي بعضي از يافتها به گيرشمن كمك كرد . البته بعد ها كمك هاي شايان نادر اردلان در طراحي موزه هنرهاي معاصر تهران به كامران ديبا را نمي توان از خاطر برد .
او هر گز به مطالعه معماري ايران در يك دوره تاريخي مبادرت نكرد او به سرتاسر اين چشم انداز علاقهمند بود او از غارهاي خطي شمال ايران تا مارليك (قرن نهم تا هفتم قبل از ميلاد )شروع كرد و بقاياي خارق العاده اي در اصفهان و كاشان دوره اسلامي رسيد و بعد از آن دوره قاجار و به ويژه ساختمانهاييكه مادر بزرگ او در آنها زندگي ميكرد و آنجا بزرگ شده بود .
در سالهاي 1970 بود كه او در دانشگاه تهران تدريس ميكرد و در آن سال بود كه به فكر راه انداختن چند كنفرانس بين المللي افتاد او در سال 1970 اولين كنگره بين المللي معماران در ايران و در اصفهانبا كمك چند نفر از دوستانش در حرفه معماري و همكاري وزارت مسكن و شهرسازي ايران شكل گرفت مهمانان اين كنفرانس : لويي كان – پال رودولف- باك مينستر فولر – و جمعي از مغزهاي عالي را به مشاركت دعوت كرد موضوع كنفرانس نمايش امكان بالقوه تقابل خلاق بين سنت و تكنولوژي بود اما تلاشهاي بي پايان نادر اردلان چهار سال بعد در پرسپوليس هم ادامه داشت و او چنين گردهمايي را در شهر پارسه برپا كرد .
ماندالا در سال 1972 براي انجام سك معماري بر اساس موضوعات و تحقيقاتي كه او با آن مرتبط بود شكل گرفت . ماندالا از اين رو انتخاب شد كه ايده كلمه يكپارچه كردن دوباره اجزا با كل بود اردلان در اين رابطه چنين مي گويد : جامعه اي را تصور ميكرديم كه تاريخ افكار و معماري آن گسسته شده بود و بايد دوباره در يك سنتز جديد گذاشته مي شد در گسترش اين ايده سنتز هاي هماهنگ سنت و تكنو لوژي هم از طريق انتشارات و هم كار ساختماني در حال ايجاد يك همكاري خاصه براي آن زمان بوديم .
در پايان به تلاشهاي بي پايان نادر اردلان براي معرفي معماري ايران دست مريزاد مي گوييم . آقاي اردلان معمار و محقق خستگي ناپذير مچكريم . معماري ايران امثال نادر اردلان را كم داشته مهره هايي كه مي بايد به جستجوي تاريخ ايران و تاريخ معماري ايران مي پرداختند و اين گوهر بي مانند را به نسل هاي بعدي ميدادند كم كاري كردند نسل امروز كه نگارنده خود جز اين نسل است با معماري پر از چالشي به نام معماري ايران رو به روست . براستي چرا اينگونه ايم؟ مدتهاست كه دلخوشي مان چند بنا از اجدادمان شده . نه معماري امروز آن قوام ديروز را دارد نه شكوه آن را . اي كاش مهرهايي چون نادر اردلان پيشتر ها در آسمان معماري ما ظهور پيدا ميكردند و مي درخشيدند و درخشيدنشان همچنان ادامه دار بود بعد از نادر اردلان و عبدالحميد اشراق همچنان ستاره ها پر فروغ تر از ديروز سر بر مي آوردند .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:52 توسط امید امیدی |

اهرام


قرنها بعد هنگامی كه قدرت فرهنگ و سنن مصری كمرنگ شده بود یك جانشین دیگر و در واقع نوعی جانشینی مضاعف از اهرام به وقوع پیوست. در فرانسه قرن 18، با عنوان جایگاهی با بینش نئوكلاسیك و معماری مقابر، اهرام، بار دیگر مطرح شدند و وانمود مي‌شد كه آنها حضور و هویت را تایید مي‌كنند ولی این بار این دیدگاه تحقق پیدا نكرد. اهرام فرانسوی مي‌بایست جانشین اهرام مصری مي‌شوند ولی موفق نشدند. سنت فرانسوی برای بي‌اعتبار كردن سنت مصری، ناگزیر بر خود نیز خط بطلان كشید بدین ترتیب اهرام فرانسوی نه تنها آن سیستم قدیمی را كه در صدر جانشیني‌اش بودند بر هم زدند، بلكه تنها اساس و امید خود برای موفقیت را نیز به هم ریختند. هرم فرانسوی به عنوان بخشی از حركتی كه در آن حضور و هویت تفوق خود را بر نیستی و گسیختگی اعلام مي‌نمایند، ظاهر شد، یعنی به صورت افكار و غلبه بر مرگی كه در گورستان‌ها و بناهای یاد بود، اعلام حضور مي‌كرد. این پدیده در فرانسه قرن 18 به بهترین وجهی در آثار معماری ایتن لوئیس بوله (louis Boullee ـ Etienne) و در مباحثات فرهنگی موازی با آن در مورد مرگ كه برای مثال در آثار ریچارد اتیلن (Richard Etlin) آمده است تمركز یافته است. لوثی بوله بهتر از دیگ معاصران خود، بویژه در طرحهایش كه بین سالهای 1799 تا 1782 انتشار یافت، شایستگی اهرام مصر و مفاهیم آن را برای ایجاد شكلی جدید، برای شهرهای مردگان به خاطر زندگان نشان داد. بوله و همكارانش دو نظر مهم و سنن نهفته در تعالی را به كار گرفته و با یكدیگر درآمیختند تعالی طبیعت، جایی كه در آن ابدیت را مي‌توان تجربه كرد و راه و روش انسان بزرگ كه در یاد بود آنها جاودانگی مجاز دانسته مي‌شود. پس اهرام بوله، یادبودی برای یادآوری عظمت فردی هستند و از طرف دیگر آنها مظهر خود طبیعت مي‌باشند.

برای مصریان اهرام با ابدیت شناخته مي‌شوند زیرا كه اهرام فرعون و خدایان را به هم پیوند مي‌دادند بنابراین بر تغییرات طبیعت و مركز تفوق مي‌یافتند. در مقابل برای فرانسویها، طبیعت خود را به صورت حضوری به انتها به جلو مي‌راند و به شكل هرم مجسم مي‌شد. در حالی كه طبیعت برای مصریان به صورت عدم جاودانگی رخ مي‌نمود، با تعبیر معكوس فرانسوی به صورت مبانی از حضور جاودانگی مطرح مي‌گشت آنچه ملكوتی و الهی بود، متفاوت و برتر از نوع طبیعی است، جای خود را به تقدسی داد كه به واسطه تعالی با نوع طبیعی آتن شناخته مي‌شد و با آن تلفیق مي‌گشت. به همین ترتیب برای مصریان، اعمالی كه مي‌توانستند زندگی جاویدان را اعطا نمایند كاملا به خدایان و فرعون منحصر شده بودند، برای انسا‌گرایان فرانسوی دستاوردهای عظیمی كه فناناپذیری را تفویض مي‌نمود، مربوط به قهرمانان فانی بود و در این مورد راه برای رقابت عموم شهروندان باز بود. عمل و دلایل انسانی جایگاهی را كه قبلا برای الوهیت ذخیره شده بود تصاحب نمود.

اهرام در ظهور اخیر خود در پروژه آی. ام په‌ئی (I. M. pei) برای لوور موزه هنرهای لس آنجلس طرح شده توسط آراتا ایسوزاكی Arata Isozaky) ) به عنوان نقل قولهای پست مدرن مطرح شده‌اند. هرم بي‌روح پي‌ئی كه بر اساس تناسبات اهرام گیزده بنا شده است در میانه حیاط ناپلئون در لوور قرار گرفته است هم كه توسط 3 هرم كوچكتر و هفت استخر احاطه شده است دسترسي‌هایی را در تراز همكف به ساختمانهای اطراف خود تامین مي‌نماید. سطح براق و درخشان آن بر طبق اظهارات اولیه معمار آن، آسمان پاریس را در روز منعكس نموده و در شب همانند یك فانوس بزرگ مي‌درخشد. هرم په‌ئی به هیچ وجه بر قصد آگاهانه وی دلالت نمي‌كند، ولی استراتژی است برای تاكید و دست یافتن به وضوح و قدرت.

این مكان (لوور) كه سابقا صحنه تاكید بر قدرت خورشید شاه بود (لویی چهاردهم) خود را با خورشید به عنوان سمبلی از حضور الهی، مانند سنت فرعون كه از خدای خورشید خویش یعنی خدای آفتاب نیرو مي‌گرفت مي‌شناساند. اكنون صحنه‌ای است برای دعوی قدرت و هویت موجود، كه با ساخت بنا بر روی سنت و درنتیجه الحاق آن به خود صورت مي‌گیرد. شایان ذكر نیست كه اقداماتی كه توسط عمل طراحی هرم په‌ئی ممكن گردید، بیش از مشابه خود در دوران مصریان (با عصر نئوكلاسیك) دنیوی بودند. هرم په‌ئی دسترسی در سطح زمین را به تسهیلات فراهم مي‌نماید، در صورتی كه اهرام مصری پیكر فرعون را برای زندگی زیرزمینی و ابدی وی پنهان مي‌كند.
موزه هنر معاصر جدید آراتا ایسوزاكی (
MOCA) (شكل 3) در نزدیكی مركز شهر لس آنجلس نیز از اهرامی مصری بهره مي‌برد. در طرح نهایی پروژه‌ای از سنگ ماسه‌ای قرمز، نورگیرهای هرمی شكل بر فراز برخی گالریها قرار داده شده‌اند. در یك جبهه 2 ردیف از چهار نورگیر هرمی شكل وجود دارد و در جبهه دیگر، سه هرم، دو هرم كوچك (به همان اندازه 8 هرم جبهه دیگر) در جلو یك هرم بزرگ قرار دارند كه فرم جیزه را به یاد مي‌آورند.

منبع:پیدا نشد

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:24 توسط امید امیدی |

 
<<معماری تخت جمشید >>
 
تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .
 



ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است امتزاجی که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

 

تخت جمشید


در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .
 




اسکندر مقدونی)) در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
امروزه مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.



 تخت جمشید تنها یک مجموعه ی معماری نیست ، بلکه آینه ای است که در آن علم و فن و هنر واعتقادات ایرانیان کهن انعکاس یافته است . تخت جمشید یک مدرسه است ، یک کتاب ، یک روایتگر پیر . می توان گفت که تخت جمشید اولین سازمان ملل واقعی د نیا بوده است.
بنای تخت جمشید در حدود سال 518 پیش از میلاد به فرمان داریوش هخامنشی آغاز شد .
کار ساختن بناهای تخت جمشید در زمان داریوش اول (522 تا 486 ق . م ) آغاز و تا زمان اردشیر سوم ( 359 تا 338 ق . م ) در مساحتی به وسعت 13 هکتارساخته و ادامه یافت .مصالح به کار رفته در بنای تخت جمشید عبارت بوده از : سنگ ، خشت و گل ، آجر ، گچ ، چوب ، آهن ، فلزات گرانبها ( طلا - نقره - مس ) عاج ، لا جورد ، عقیق و...... دیوارهای تخت جمشید در برخی جاها به ضخامت 5/5 متر بوده و قطعه سنگهای به کار رفته به وزن بیش از 45 تن میرسیده.

تخت جمشید دارای سیستم حرارتی و تهویه بوده ، که فضاهای داخل آن را در زمستان گرم ودر تابستان خنک و معتدل می کرده است . دشت سرسبز مرودشت ، سقفهای بسیار بلند و فضاهای وسیع ، درهای گشاده و پنجرههای متعد د هوای تخت جمشید را در تابستان معتدل وخنک می ساخته و در زمستان دیوارهای خشتی و لایه های گچ که یک عایق حرارتی تشکیل می داده ، پردههای ارغوانی بلند و ضخیم که مانع نفوذ سرما به درون فضاها وتالارها می شده ، پوشش سقف نیز چوبی بوده که این امر در گرم شدن محیط تاثیر به سزایی داشته است .ت

خت جمشید نیز دارای سیستم آب و فاضلاب بوده ، در تخت جمشید مجاری زیرزمینی آبرسانی و فاضلاب پیچ در پیچی کشف شده که به طول بیش از 2 کیلو متر می رسد . تخت جمشید نه یک شهر بوده و نه یک دژ و نه یک پرستشگاه ، تخت جمشید دو نقش جداگانه اما تا اندازه ای به هم پیوسته ایفا می کرده ، نخست اینکه چون در قلب امپراطوری قرار داشته گنج خانه ی مناسبی برای اندوختن ثروت روز افزون کشور بوده ، دوم اینکه جایگاه مناسب و با شکوهی برای برگذاری مراسم و جشنهایی بوده که در آن زمان برگزار می شده ( جشنهای مهرگان و اعیاد نوروز ) به نقل از مورخان در تخت جمشید بیش از 120000سکه ی طلا و نقره ، ظروف و مجسمه های بسیار ناب ، اثاث گرانقیمت ، نیمکتهای زرین ، لباسها وفرشهای ارغوانی گرانبها و....نگهداری می شده که در نهایت با حمله ی اسکندر مقدونی همه ی این اشیاء یا به غارت رفت یا طعمه ی حریق شد . اسکندر وقتی که وارد تخت جمشید شد و این همه شکوه و ثروت دید دستور داد که هر چیز را که می توانند با خود ببرند و هر چیز را که نمی توانند نابود سازند . به نو شته ی مورخین با ستان ثروت تخت جمشید با 10000جفت اسب وقاطر و 5000 جفت شتر حمل و غارت شد . بعد از انتقال ثروت تخت جمشید اسکندردستورداد که تخت جمشید را به آتش بکشند.بگفته مورخین باستان تخت جمشید ۳ شبانه روز در آتش می سوخت وچهل شبانه روز از آن دود بر میخواست .

................................................................................

یک نکته ی مهم : محققین به این نکته ی مهم رسیده اند که اگر نقشه ی امپراطوری هخامنشی را بنگریم و یک خط از شمال شرقی ترین نقطه ( سغد ) تا جنوب غربی ترین نقطه ( حبشه ) بکشیم و یک خط از شمال غربی ترین نقطه ( یونان ) تا جنوب شرقی ترین نقطه ( هند ) به صورت ضربد ر بکشیم مرکز تقاطع این دو خط محل ساخت تخت جمشید می شود ، که این خود جای تامل و اند یشیدن دارد.

بر فراز تپه سنگي كوه رحمت در جلگه مرودشت در فاصله 45 كيلومتري شمال شرقي شهر شيراز ويرانه هاي به جامانده از كاخ تخت جمشيد نمايان است.

بناي تخت جمشيد يكي از عظيم ترين ، باشكوه ترين و زيباترين مجموعه هاي تاريخي ايران و جهان است. اين بناي مجلل به فرمان داريوش اول ( در 520 ق.م. ) شكل گرفت. وي مي خواست پايتختي در كشور خويش احداث كند كه همتا نداشته باشد. به همين دليل جلگه وسيع مرودشت رادر مركز خاك " پارس " واقع شده بود و پيشينه تاريخي بس كهن داشت انتخاب كرد وبر دامنه صخره كوه رحمت بناي تخت جمشيد را بنيان نهاد .

تخت جمشيد نه شهر بود و نه دژ، جايگاه با شكوهي براي برگزاري مراسم بزرگي بود كه شاه ايران سران كشور و نمايندگان 28 كشور متبوع را در بارعام به حضور مي پذيرفت.

طرح اصلي ساختمان تخت جمشيد دردوران فرمانروايي داريوش بزرگ ريخته شد. از همان نخست تعداد و محل كاخ ها، عمارت ها و كاربردهاي جداگانه هر يك معين ومشخص شد. براي برپايي اين بنا از سه نوع مصالح ساختماني عمده ( چوب، خشت هاي خام و پخته و سنگ هاي آهكي محلي ) استفاده شده است. چوب هايي كه در محل تهيه مي شد با ذوق و سليقه طراحان و معماران سازگار نبود وناگزير بودند چوب هاي در خور كاخ هاي تخت جمشيد را از دور دست ها حمل كنند. براي مثال،تيرهاي زير از چوب درخت سدر بوده كه در آن زمان فقط در لبنان مي روييده است.

خشت هاي گلي در ساختن ديوارها و روپوش سقف ها به كار مي رفت كه دوام چنداني نداشت. اين خشت را باران مي شست و با بر اثر زمين لرزه فرو مي ريخت. سنگ هاي كوه رحمت براي سنگتراشان و معماران جمشيد از هر جهت مناسب بود. اين سنگ هاي آهكي بسيار سخت و محكم اند و رنگ هاي طبيعي گوناگون سفيد، كهربايي، دودي و سياه دارند كه خوب تراشيده مي شوند. به ويژه نوع سياه آن كه بر اثر صيقل به شكل مرمر در مي آيد. بسياري از قطعه سنگ ها را گيرهاي آهني به نام " دم چلچله " به هم متصل كرده اند. در حد فاصل سنگ ها از ملات استفاده نشده است. ديوارها را با آجر لعابدار و كف اتاق ها را با گچكاري مي پوشاندند. روي درها با قطعات زر وسيم آراسته شده بود. پرده هاي بزرگ رنگي بر زيبايي درون و برون كاخ ها مي افزود. فرش هاي نفيس كف اتاق ها چشمان را خيره مي كرد.عملا" امكان نداشت كه ساختمان تخت جمشيد در دوران شاهي داريوش بزرگ به پايان برسد. كار ساخت اين بناي عظيم در طول حكومت پسر او خشايار شا اول و نوه اش اردشير اول ادامه يافت. بدين تربيت ساخت بنا نزديك به 200 سال طول كشيد.

بر اساس نظر تاريخ نگاران اين بنا حدود 200 سال آباد و مورد استفاده شاهان بوده است تااين كه در پي حمله اسكند مقدوني به ايران ( 330 ق.م . ) به دست وي در آتش سوخت و از آن پس متروك شد. وسعت كليه ساختمان هاي تخت جمشيد حدود 135000 متر مربع ارتفاع كف ساختمان هاي آن از دشت از 8 تا 18 متر است.

از تمامي آنچه روزگاري تخت جمشيد ناميده مي شد امروز ظاهرا" چيزي بيش از چند ستون و پلكان و سردر ويران شده باقي نمانده است. شگفت اين همين ويرانه ها نيز پس از گذشت دو هزار وپانصد سال همچنان هنر شكوهمند و معماري بي همتاي هخامنشيان را نشان مي دهند.

براي درك اهميت اين خرابه ها بايد به رمز هنر و معماري هخامنشي پي برد. هخامنشيان در ساخت تخت جمشيد از منابع گوناگوني الهام گرفتند. پارس ها دست كم با دو فرهنگ غني، اوراتو در شمال و ايلام در جنوب ،آشنا بودند و از آنها براي ريختن شالوده محكم فكري در هنر معماري بهره گرفتند.

هخامنشيان در لشكر كشي به مصر، بابل،ليدي و اروپا، با انديشه هاي ديگري در زمينه معماري آشنا شدند و با به دست آوردن ثروت سرشار ، هنرمندان و سنگتراشان و معماران برجسته را در گسترش و زيبا سازي تخت جمشيد به خدمت گرفتند. شايد اولين بار در تاريخ بشر بود كه ذوق سرشار ، ثروت بي كران و اراده استوار در يك نقطه از جهان به هم رسيدند تا چيزي آفريده شود كه هنر شناسان و تاريخ نكاران آن را هنر و معماري هخامنشي بخوانند
 
نویسنده : ونوس یزدانی
0d19e992d13f6bbcddbf936c27a68f9e  
منبع:::::::::: همکلاسی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:57 توسط امید امیدی |

انواع سدهاي قديمي ايران

By mohammad,

Published in : مقالات, اصول مهندسی سد


انواع سدهاي قديمي ايرانسدهاي قديمي ايران كه همه با مصالح بنايي ساخته شده اند به انواع زير دسته بندي مي شوند.سدهاي وزنيتحقيقات نشان داده است كه كليه مسائل عمده طراحي كه در عصر حاضر در مورد اين گونه سدها در نظر گرفته مي‏شود، در سدهاي قديمي ايران، از جمله سد قديمي ساوه با بيش از 700 سال عمر و سد ششطراز با بيش از 900 سال عمر منظور شده است.سدهاي قوسيايرانيان قبل از روميان با خصوصيات باربري قوس‏ها پي برده بودند. سد قديمي كبار با بيش از 700 سال عمر از اين جمله مي باشند.سدهاي پشت بنددارسد اخلمد با طول تارج 230 متر و ارتفاع 12 متر كه حجم مخزن آن سه ميليون مترمكعب است، سدفرمان با بيش از 400 سال عمر كه در حال حاضر در دست بهره برداري است. از اين نوع سدها مي باشند. آسيابهاي شوشتر با 1700 سال قدمت، تجلي گاه هنر ايرانيان در استفاده از توان آبدر ميان 57 پديده شگفت انگيز بازمانده از فرهنگ بشري كه بعنوان نخستين ميراث جهاني از سوي يونسكو
ارزش گذاري شده است سه پديده معماري ايران يعني معبد چغاز نبيل (3300 سال قبل) و آثار باستاني تخت جمشيد و ميدان نقش جهان اصفهان بعنوان ميراث فرهنگي ثبت شده است و چهارمين آثاري كه در اين رابطه در دست اقدام يونسكو قرار دارد مجموعه آسيابهاي شوشتر است كه تعيين قدمت آن هنوز دقيق امكان پذير نشده است.
در خوزستان و در حوزه رودخانه هاي پر آبي همچون، رودخانه دز، كرخه، مارون، بهمن شير و بخشهاي ديگر رودخانه كارون، شبكه آبياري مينو (ميان آب) ممتاز است و ماندهاي بناها و تاسيسات آبي اين مجموعه در ارتباط با يكديگر و با برنامه أي يكپارچه كار مي‏كرده است آنچنانكه كليه تدابير و بناهائي كه هر يك در حوزه هاي كويري و كم آب به تنهائي ديده شده در شبكه آبياري پيرامون شوشتر بطور مجتمع و يكپارچه ديده مي شود و آبشارهاي شوشتر پديده‏أي مربوط به بخشي از اين شبكه عظيم آبياري است.چنين بنظر مي رسد كه يكي از اهداف برپا شدن اين شبكه و بخصوص دستگاههاي اصلي فضاي آبشارهاي زيباي شوشتر، توانمند كردن قطره هاي آب و بهره گيري از نيروي پنهان در آنها براي چرخانيدن سنگهاي آسياب باشد، آسيابهائي كه در پشت پل بند گرگر در دل سنگ جاسازي شده بودند و قطره هاي نيرومند آب از پشت پل بند و از طريق چاههاي شتر گلوي زيربند به آسيابها هدايت مي‏شده است اين قطره هاي آب پيش از رسيدن به پل بند گرگر از پل بند ميزان گذشته و از طريق رودخانه گرگر به پل بند گرگر رسيده اند و پيش از آن نيزار آب رودخانه در پخشاب‏بند ميزان جدا شده و از بند ميزان گذشته اند.

منبع::::::::::: همکلاسی

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:52 توسط امید امیدی |

 پرسپولیس مظهر نبوغ هنرمندان‏

به نام خالق بی همتا
‏ ‏ ‏ پرسپولیس مظهر نبوغ هنرمندان ‏
کاخ پرسپولیس مجموعه ای ازصنایع وهنرهای تمام اقوام دنیای قدیم است واگر ‏مقدرمیشد جمعی از صنعتگران وهنرمندان دنیای قدیم جمع شوند وتصمیم بگیرند که ‏یک نمایشگاه بزرگ تشکیل بدهند که درآن علوم و صنایع تمام اقوام به معرض ‏نمایش گذاشته شود نمی توانستند مجموعه ای غیر از پرسپولیس ترتیب بدهند وبه ‏طور کل هدف اصلی ازساختن پرسپولیس این بوده که یک موزه بین المللی ازصنایع ‏وهنرهای ملل امپراطوری ایران واقوام دیگر به وجود بیاید.‏
هرصنعت که دردنیای قدیم وجود داشت درپرسپولیس به کاررفته ، هرهنری که ‏دردنیای قدیم موجود بود درکاخ پرسپولیس مورد استفاده قرار گرفت وکاخ پرسپولیس ‏را نمایندگان صنعت وهنر تمام ملل جهان ساختند نه فقط صنتعگران وهنرمندان ‏ایرانی.‏
داریوش می خواست کاخی بناکند که مانند اهرام مصر جاوید باشد وهیج چند نتواند ‏آن راازبین ببرد ، نقشه ی ساختمان کاخ پرسپولیس درسال دوم وبه روایتی درسال ‏سوم سلطنت داریوش طرح شد ومعماران برجسته ی تمام قدیم برای طرح نقشه ی ‏کاخ پرسپولیس درشهر پاسارگارد اجتماع کردند.‏
اسامی بعضی ازآنها که درکتب مورخین قدیم شده ازاین قرار است : آری مان ‏‏(ازفارس) ، فیلی وادس ( ازیونان) ، تالبون ( از بابل) ، ترادوس ( ازلیدی) وهیل ‏
‏( ازمصر) . هریک معماران مزبور برای کاخ پرسپولیس نقشه ای ترسیم کرد وبه نظر ‏داریوش رسانیدند ودرقدیم مثل امروز ، قبل ازاینکه عمارتی را سازند نقشه ی آن را ‏ترسیم میکردند و « ماکت » عمارت را میساختند.‏
داریوش تمام نقشه ها را میدید وتوصیه ی که طرح ها درهم ریخته شوند وبه طوری ‏که سبک معماری یونان وسیدی و مصر وایران کشورهای دیگر مخلوط گردد.‏
داریوش باساختن کاخ پرسپو لیس یک سازمان ملل صنعتی وهنری به وجود آورد ، ‏اما بزرگ را که فشرده طرح های معماران تمام ملل صنعتی وهنری دنیای قدیم بود ‏درقالب ایرانی ریخت وفورم ورنگ ایرانی به آن داد . بعد ازاینکه نقشه ی قطعی ‏ترسیم شد ، داریوش گفت ماکت رابسازند تااینکه وی بتواند منظره ی کاخ ‏پرسپولیس را به خوبی درخاطر مجسم نماید ونمونه ی آن کاخ ساخته شد .ازروزی ‏که داریوش ازمعماران ملل جهان دعوت کرد که دریاسارگارد مجتمع شوند تاروزی ‏که نمونه ی کوچک کاخ پرسپولیس به اتمام رسید سه سال طول کشید . باتوجه به ‏مدتی که امروز برای تهییه نقشه ی کارهای بزرگ به مصرف میرسد . درصورتی که ‏وسایل ارتباطات ونقیله سریع است ، مدت سه سال مدت زیادی نیست . پس از ‏اینکه داریوش نمونه ی کوچک عمارت پرسپولیس رادید و تصویب کرد دستور داد ‏که شهری درمنطقه ی که باید کاخ بنا گردد بسازند تا این که بتوان کارگران وعائله ‏آنها در آن شهر جا داد واین همان شهر است که بعد شهر پرسپولیس شد.‏
لذا شهر پرسپولیس که نباید آن را با کاخ پرسپولیس اشتباه کرد ، در آغاز شهر ‏کارگران بوده منتها آن شهر را طوری ساختند که بعد از خاتمه ی بنای عمارت ‏پرسپولیس ورفتن کارگران یا ادامه ی سکونت آنها ، دیگران هم بتوانند درآن شهر ‏سکونت نمایند. می دانیم که کاخ پرسپولیس دریک منطقه ی کوهستانی به وسعت ‏سیزده هکتاد ( به مقیاس امروز) و به ارتفاع بیست متر ( نسبت به جلگه) وسیع را ‏که مقابل آن است امروز« مرودشت » می خوانند وشهر پرسپولیس که درآغاز برای ‏سکونت کارگران بنا گردید درجلگه ی مرودشت ساخته شد.‏
اشتباه مورخین معاصر که امروزه تصحیح شده است ، این بودکه تصورمی کردند کاخ ‏پرسپولیس محل سکونت دایمی داریوش و پرسرش خشایارشا وسلاطین دیگر ‏هخامنشی بوده است ویا اینکه هدف ازساخت کاخ پرسپولیس بوجود آوردن ‏پرستشگاه بوده ، درصورتی که اگرچه داریوش خدایان تمام ملل بزرگ دنیای قدیم را ‏در پرسپولیس جای داد یعنی برای هریک ازخدایان مذبور یک اطاق ( غرفه ) درنظر ‏گرفت اما نه به این منظور که ملل جهان وقتی به پرسپولیس می آیند خدایان را ‏بپرستند،تنها برای اینکه در قدیم هنر از الوهیت جدا نبوده و داریوش با این کار می ‏خواست که مظهر هنرهای مللی که شریک بنای آن کاخ بودند در پرسپولیس باشد و ‏هدف کلی همان طوری که قبلا اشاره شد این بوده که یک موزه ی بین المللی از ‏صنایع و هنرهای ملل امپراطوری ایران و اقوام دیگر به وجود بیاید در ضمن ، در ‏بعضی از ایام ، درآغاز شکوه دولت و ارتش به نظر ملل ایران برسد و درایام ای که ‏داریوش و جانشین های وی به طور رسمی درکاخ پرسپولیس حضور به هم رسانیدند ‏نمایندگان تمام ملل امپراطوری در آن کاخ حاضر بودند .‏
بیست وپنج هزار کارگر که هر یک دررشته ای دارای تخصص بوده اند ، به طور ‏مستمر در پرسپولیس کار می کردند و در فصل زمستان اگر هوا خیلی سرد می شد ‏کار را تعطیل می نمودند اما در روزهای که کار تعطیل بودند آنها پرداخته می شد .‏
در نیمه روز تابستان کار مدت چهار ساعت تعطیل می شد و کارگران از کارگاه ها به ‏خانه های خود می رفتند وبعد از صرف غذا راحت می نمودند و در عوض ، صبح ها ‏زودتر برسر کار حاضر می شدند وشاید ما حیرت کنیم اگر بشنویم که در تابستان ‏ساعت کار کارگران پرسپولیس ده ساعت بود و در زمستان هشت ساعت ، در صورتی ‏که همان ساعت کار کشورهای دیگر ازطلوع آفتاب آغازمی گردید وغروب آفتاب ‏منتهی می شد که روز های تابستان تقریبا پانزده ساعت یا زیادتر می شود .تمام ‏کارگرانی که در پرسپولیس کار می کردند مزد می گرفتند وبیگاری نمی کردند ، از
کتیبه های تخت جمشید چنین بر می آید که مزد ا ستادان صنعتگر اعم ایرانی و ‏خارجی که درپرسپولیس کار میکردند زیاد بوده است و هر پنج روز یک داریک که ‏سکه ی داریوش بود مزد می گرفتند که این سکه ی طلا معادل بیست سکه ی نقره ‏بوده که هر سکه ی نقره قیمت یک گوسفند بوده است وی اغراق استاد کارانی که ‏در پرسپولیس کارمی کردند مانند اشراف زندگی می نمودند ومی توانستند تمام ‏وسایل راحتی را جهت خویش فراهم نمایند .‏
کارگران غیرکه درپرسپولیس کار می کردند با زن و فرزندان خود زندگی می کردند و ‏هر کس که از شهر کارگران عبور می کرد زن های مصری را با سرهای تراشیده ‏وزن های یونانی را با موهای سیاه یا خرمایی طولانی و زن های لیدی را در در ‏فصل تابستان با لباس هایی که فقط برای پوشش محدودی تهیه شده بودند و زنه ‏های بابلی را با جامه های بلند می دید و شهر پرسپولیس یک شهر بین المللی به ‏شمار می آمد و هر گروه ازکارگران مصری و سوریانی و لیدی و یونانی و بابلی و ‏کرتی ( اهل جزیره کرت ) و غیره که در پرسپولیس کار می کردند در آن شهر یک ‏معبد داشتند و خدای خود را می پرستیدند . بیست و پنج هزار کارگر که در دنیای ‏پرسپولیس شرکت کردند همه متخصص بودند ، تنها بعضی از آنها متخصص عادی ‏به شمار می آمدند و برخی استاد کار بودند .‏
در کاخ پرسپولیس گل کاری نمی شد تا این که کارگران غیر متخصص را اجیر ‏نمایند . مصالحی که در کاخ به کار می رفت تمام از مصالح درجه اول بود و حتی ‏ساورج در آن کاخ به کار نرفت مگر ساروج پخته آن هم برای بعضی از پی ها ، ‏ساروج پخته همان است که امروز به اسم سمنت ( سیمان ) خوانده می شود و تصور ‏می کنند که از اختراعات جدید می باشد در صورتی که در قدیم می توانستند ساورج ‏را ببندند و سمنت بسازند . برای سقف طالارها از چوب درخت های سدر لبنان ‏استفاده کردند و برای نرده پلکانها و بالکونها از چوب فوفل یا چوب آبنوس یا چوب ‏گز که بعد از تراش و روغن خوردن خیلی زیبا می شوند استفاده می نمودند ، زینب ‏همه با رینت طالارها و اطاق های دیگر فرق داشت و بعد ازاینکه پرسپولیس را ‏آتش زدند اول یو نانی ها هر چه زر و سیم و جواهر در آن کاخ بود بردند .‏
چوب های گرانبهای کاخ پرسپولیس در حریق سوخت و از بین رفت ، ولی سنگ ‏های مرمر و کاشی ها باقی ماند و آن هم به تدریج بردند و عمارت ساختند و در قرن ‏اول هجری که سه قرن از سوختن کاخ پرسپولیس گذشته بود جز سنگهای آن باقی ‏نماند . از آن سنگ ها هم هر چه قابل حمل و به کار بردن در سنگهای بود برده شد ‏و آنچه به جا مانده به مناسبت سنگینی سنگ ها بوده ونتوانسته اند که آنها را حل ‏کنند .از روزی که نقشه و ماکت کاخ پرسپولیس آماده شد و دانستند که چه مصالحی ‏و وسایلی به کار می رود این اشیاء را ازنقاط مختلف آوردند . این مصالح را از بیش ‏ازده ها کشور و مناطق مختلف ایران تهیه کردند . برای رسانیدن مصالح ساختمان ‏به طور دایم به پرسپولیس ، یک عده ی صد هزار نفری در قسمتهای مختلف کشور ‏ایران و کشورهای دیگر دایم مشغول رفت و آمد بودند و از جاده های ارابه روی ‏وسیع که داریوش ساخته بود عبور می کردند . بعضی ازمصالح به قدری حجیم و ‏سنگین بود که جذبه وسیله ی ارابه های بزرگ که گاهی پنجاه اسب چهار به چهار ‏به آنها بسته می شد ، نمی توانستند حمل کنند . نمونه ی آن سنگ عبارت ‏ازحجاری است که اینک در کاخ پرسپولیس دیده می شود واین سنگ ها بعد ازاین ‏که تراشیده شده و مقداری زیاد از آن بین رفته این قدر حجیم و سنگین است که ‏می توان از روی قیاس فهمید که قبل ازاین که تراشیده شود چقدر سنگین بود . ‏داریوش تصمیم گرفته بود که پرسپولیس را آنقدر محکم بسازد که مرور زمان نتواند ‏آن را ویران کند و باید تصدیق نمود که به منظور خود رسید ، زیرا با اینکه درمدت ‏دو هزار و پانصد سال تا این اواخر که پرسپولیس تحت حمایت ملت ایران قرار گرفت ‏هر کس به هر اندازه که می توانست از روی کینه یا جهالت یا به طمع آن کاخ برای ‏خدای پرسپولیس کوشید هنوز آن عمارت از بین نرفته و باقی است . هر صنتعگر و ‏هنرمندی که در پرسپولیس کار می کرد به صنعت و هنر خود اشتغال داشت : زرگر ‏طلا ونقره می ساخت و جواهری سنگ های گران بها را می تراشید تا اینکه ‏درخشندگی آنها را به جلوه در می آورد ونجار و منبت کار با چوب های گران قیمت ‏کار می کرد و حجاران سنگ های گوناگون را می تراشیدند و صیقل می دادند آن ‏هم صیقل که تا آن روز در دنیا بدون مسابقه بود ، فن صیقل دادن سنگ درکاخ ‏داریوش طوری به اتمام رسید که گویی آنها را با ماشین هایی که امروز جهت صیقل ‏دادن سنگ مورد استفاده قرار می گیرد صیقل کرده اند ، ازسنگ های مرمر کاخ ‏پرسپولیس چیزی باقی نمانده که بدانیم وضع صیقل کردن آنها چگونه بوده است و ‏هر چه سنگ مرمر در پرسپولیس بود برده اند ، اما چون سنگهای خارا این طور که ‏امروز دیده می شود صیقلی کرده اند ، می توانیم حدس بزنیم که سنگ مرمر را بهتر ‏صیقل نموده اند . ازکاشی های کاخ پرسپولیس هم چیزی باقی نمانده و به کاربردن ‏کاشی در آن کاخ نشان می دهد که ایرانیان در علم شیمی خیلی پیشرفته بودند ، ‏زیرا رنگهای مختلف کاشی با اکسید های فلزی ساخته می شود و ملل قدیم که ‏درعلم شیمی دست نداشته نمی توانستند کاشی بسازند ، اما ایرانیان که اکسیدهای ‏فلزات را می شناختند با آن کاشیهایی می ساختند که وقتی روی بنا نصب می شد ‏بیننده تصور می نمود که دیوارها را مرصع کرده اند . امروز گفته می شود یک ‏قسمت از سنگهایی که درپرسپولیس به کار رفته بعد از این که در بنا نصب گردید از ‏طرف مجاران تراشیده شده است . ‏


منبع : کتاب سرزمین جاوید ‏
نسترن آزادی ‏
منبع: مقالات
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:30 توسط امید امیدی |

احداث ساختمان بمنظور رفع احتیاج انسانها صورت گرفته و مهندسین، معماران مسئولیت تهیه اشکال و اجراء مناسب بنا را برعهده دارند؛ محور اصلی مسئولیت عبارت است از:

الف ) ایمنی ب ) زیبائی ج) اقتصاد

 

با توجه به اینکهساختمان های احداثی در کشور ما اکثرا" بصورت فلزی یا بتنی بوده و ساختمانهای بنایی غیر مسلح با محدودیت خاص طبق آئین نامه 2800 زلزله ایران ساخته میشود، آشنایی با مزایا و معایب ساختمانها می تواند درتصمیم گیری مالکین ، مهندسین نقش اساسی داشته باشد.

 

 

مزایای ساختمان فلزی:

 

 مقاومت زیاد: مقاومت قطعات فلزی زیاد بوده و نسبت مقاومت به وزن از مصالح بتن بزرگتر است ، به این علت در دهانه های بزرگ سوله ها و ساختمان های مرتفع ، ساختمانهائی که برزمینهای سست قرارمیگیرند ، حائز اهمیت فراوان میباشد .

 

 خواص یکنواخت : فلز در کارخانجات بزرگ تحت نظارت دقیق تهیه میشود ، یکنواخت بودن خواص آن میتوان اطمینان کرد و خواص آن بر خلاف بتن با عوامل خارجی تحت تاثیر قرار نمی گیرد ، اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان کوچک مؤثر است که خود صرفه جو یی در مصرف مصالح را باعث میشود .

 

 دوام : دوام فولاد بسیار خوب است ، ساختمانهای فلزی که در نگهداری آنها دقت گردد . برای مدت طولانی قابل بهره برداری خواهند بود - خواص ارتجاعی : خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریبی بسیار خوبی مصداق عملی دارد . فولاد تا تنشهای بزرگی از قانون هوک بخوبی پیروی مینماید . مثلآ ممان اینرسی یک مقطع فولادی را میتوان با اطمینان در محاسبه وارد نمود . حال اینکه در مورد مقطع بتنی ارقام مربوطه چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد .

 

 شکل پذیری : از خاصیت مثبت مصالح فلزی شکل پذیری ان است که قادرند تمرکز تنش را که در واقع علت شروع خرابی است ونیروی دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید ،در حالیکه مصالح بتن ترد و شکننده در مقابل این نیروها فوق العاده ضعیف اند. یکی از عواملی که در هنگام خرابی ،عضو خود خبر داده و ازخرابی ناگهانی وخطرات ان جلوگیری میکند.

 

 پیوستگی مصالح : قطعات فلزی با توجه به مواد متشکه آن پیوسته و همگن می باشد و ولی در قطعات بتنی صدمات وارده در هر زلزله به پوشش بتنی روی سلاح میلگرد وارد میگردد ، ترکهائی که در پوشش بتن پدید می آید ، قابل کنترل نبوده و احتمالا" ساختمان در پس لرزه یا زلزله بعدی ضعف بیشتر داشته و تخریب شود .

 

 مقاومت متعادل مصالح،مقاومت : مصالح فلزی در کشش و فشار یکسان ودر برش نیز خوب و نزدیک به کشش وفشار است .در تغییر وضع بارها، نیروی وارده فشاری ، کششی قابل تعویض بوده و همچنین مقاطعی که در بار گذاری عادی تنش برشی در انها کوچک است ، در بارهای پیش بینی شده ،تحت اثر پیچش و در نتیجه برش ناشی از ان قرار میگیرند. در ساختمانهای بتنی مسلح مقاومت بتن در فشار خوب ، ولی در کشش و یا برش کم است. پس در صورتی که مناطقی احتمالآتحت نیروی کششی قرار گرفته و مسلح نشده باشد تولید ترک و خرابی مینماید.

 

 انفجار : در ساختمانهای بارهای وارده توسط اسکلت ساختمان تحمل شده ، از قطعات پرکننده مانند تیغه ها و دیواره ها استفاده نمی شود . نیروی تخریبی انفجار سطوح حائل را از اسکلت جدا می کند و انرژی مخرب آشکار میشود ، ولی ساختمان کلا" ویران نخواهد گردید . در ساختمانهایی بتن مسلح خرابی دیوارها باعث ویرانی ساختمان خواهد شد .

  

 تقویت پذیری و امکان مقاوم سازی : اعضاء ضعیف ساختمان فلزی را در اثر محاسبات اشتباه ، تغییر مقررات و ضوابط ، اجراء و .... میتوان با جوش یا پرچ یا پیچ کردن قطعات جدید ، تقویت نمود و یا قسمت یا دهانه هائی اضافه کرد .

 

 شرایط آسان ساخت و نصب : تهیه قطعات فلزی در کارخانجات و نصب آن در موقعیت ، شرایط جوی متفاوت با تهمیدات لازم قابل اجراء است .

 

 سرعت نصب : سرعت نصب قطعات فلزی نسبت به اجراء قطعات بتنی مدت زمان کمتری می طلبد .

 

 پرت مصالح : با توجه به تهیه قطعات از کارخانجات ، پرت مصالح نسبت به تهیه و بکارگیری بتن کمتر است .

 

 وزن کم : ‌میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245 تا 390 کیلوگرم بر مترمربع و یا بین 80 تا 128 کیلوگرم بر مترمکعب تخکین زد ، درحالی که در ساختمانهای بتن مسلح این ارقام به ترتیب بین 480 تا 780 کیلوگرم برمترمربع یا 160 تا 250 کیلوگرم برمترمکعب می باشد .

 

  اشغال فضا :‌ در دو ساختمان مساوی از نظر ارتفاع و ابعاد ، ستون و تیرهای ساختمانهای فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمانهای بتنی میباشد ، سطح اشغال یا فضا مرده در ساختمانهای بتنی بیشتر ایجاد میشود .

 

 ضریب نیروی لرزه ای : حرکت زمین در اثر زلزله موجب اعمال نیروهای درونی در اجزاء ساختمان میشود ، بعبارت دیگر ساختمان برروی زمینی که بصورت تصادفی و غیر همگن در حال ارتعاش است ، بایستی ایستایی داشته و ارتعاش زمین را تحمل کند . در قابهای بتن مسلح که وزن بیشتر دارد ، ضریب نیروی لرزه ای بیشتر از قابهای فلزی است . تجربه نشان میدهد که خسارت وارده برساختمانهای کوتاه و صلب که در زمینهای محکم ساخته شده اند ، زیاد است . درحالیکه در ساختمانهای بلند و انعطاف پذیر ، آنهائی که در زمینهائی نرم ساخته شده اند ، صدمات بیشتری از زلزله دیده اند . بعبارت دیگر در زمینهای نرم که پریود ارتعاش زمین نسبتا" بزرگ است ، ساختمان های کوتاه نتایج بهتری داده اند و برعکس در زمینهای سفت با پریود کوچک ، ساختمان بلند احتمال خرابی کمتر دارند.

 

عکس العمل ساختمانها در مقابل حرکت زلزله بستگی به مشخصات خود ساختمان از نظر صلبیت و یا انعطاف پذیری آن دارد و مهمترین مشخصه ساختمان در رفتار آن در مقابل زلزله ، پریود طبیعی ارتعاش ساختمان است.

 

 

معایب ساختمانهای فلزی:

 

 ضعف در دمای زیاد : مقاومت ساختمان فلزی با افزایش دما نقصان می یابد . اگر دکای اسکلت فلزی از 500 تا 600 درجه سانتی گراد برسد ، تعادل ساختمان به خطر می افتد .

 

 خوردگی و فساد فلز در مقابل عوامل خارجی : قطعات مصرفی در ساختمان فلزی در مقابل عوامل جوی خورده شده و از ابعاد آن کاسته میشود و مخارج نگهداری و محافظت زیاد است .

 

 تمایل قطعات فشاری به کمانش : با توجه به اینکه قطعات فلزی زیاد و ابعاد مصرفی معمولا" کوچک است ، تمایل به کمانش در این قطعات یک نقطه ضعف بحساب می رسد .

 

 جوش نامناسب : در ساختمانهای فلزی اتصال قطعات به همدیگر با جوش ، پرچ ، پیچ صورت میگیرد . استفاده از پیچ و مهره وتهیه ، ساخت قطعات در کارخانجات اقتصادی ترین ، فنی ترین کار می باشد که در کشور ما برای ساختمانهای متداول چنین امکاناتی مهیا نیست . اتصال با جوش بعلت عدم مهارت جوشکاران ، استفاده از ماشین آلات قدیمی ، عدم کنترل دقیق توسط مهندسین ناظر ، گران بودن هزینه آزمایش جوش و ...... برزگترین ضعف میباشد.

 

تجربه ثابت کرده است که سوله های ساخته شده در کارخانجات درصورت رعایت مشخصات فنی و استاندارد ، این عیب را نداشته و دارای مقاومت سازه ایی بهتر در برابر بارهای وارده و نیروی زلزله است

منبع: انجمن عمران

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:17 توسط امید امیدی |

به کسی که معماری می کند.طراح و سازنده ساختمان ها است.از معماران مهم و شهره ایرانی میتوان به شیخ بهایی اشاره کرد که وی طراح حمامی بود که تنها با یک شمع گرم می شدکه این شمع از طریق تساعد گازهای زیرزمینی روشن نگه داشته میشد .

برابر فارسی واژهٔ عربی معمار، مِهراز است.

در واقع معمار،مانند همه افراد دیگر،تخیلاتی دارد ولی با این تفاوت که میتواند این تخیلات خود را به عرصه ظهور برساند. تفاوت معماران نیز در قدرت تخیل، و همچنین توانایی آنان برای تحقق بخشیدن به آن است.معماری علمی است که با تکیه بر مضامین علمی و حرکت در مسیرخلاقیت هنری سعی در بهبود شرایط زندگی برای آحاد جامعه دارد و در واقع یک معمار،باید در تمامی زمینه های علمی و هنری خبره باشد تا بتواند اثری در خور توجه از خود بجا بگذارد.

ویکی پدیا

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:57 توسط امید امیدی |

کلیسای لائون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

کلیسای لائون
کلیسای لائون

کلیسای لائون، از آثار معماری گوتیک آغازین است که در سال ۱۱۶۰ میلادی در پاریس ساخته شد. هر چند این کلیسا بسیاری از ویژگی‌های معماری رمانسک را داراست ولی وجود المانهای معماری گوتیک مانند طاق جناغی و قوس تیزه دار موجب شده جز سبک هنر گوتیک بشمار بیاید.

پلان امروزی آن تقریباً دراز و باریک است و حال و هوایی انگلیسی دارد. سقف شیب دار چوبی بالای بالکانه، قوس بندی صحن، ردیف پنجره‌های زیر گنبد از ویژگی‌های گوتیک اولیه‌است که در این بنا دیده می‌شود.

در کلیسای لائون دو برج در دو طرف هر یک از بازویی‌ها یک برج گلدسته و دو برج غربی وجود دارد که تعدادشان روی هم رفته به ۷ برج یعنی به عدد کامل عرفانی میرسد. این عدد کامل برج‌ها از ویژگی‌های گوتیک آغازین بوده‌است.

سایت خود کلیسا

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:20 توسط امید امیدی |

 
free counters