نیاز انسان به سرپناه و مامن، نه تنها در سراگاه، بلکه در سفرهایی که با هدف رفع نیازهای ارتباطی، اقتصادی و نظامی یا رشد و توسعه تجاری، فرهنگی و گردشگری و سیاحت انجام می شده است، از دوران باستان در کشورهای شرقی خصوصا ایران مورد توجه بوده است. آثار و مظاهری از این گونه بناها و استراحتگاه های بین راهی، تحت عناوین کاروانسرا، رباط، کاربات و ... با کاربری های متعدد را در گوشه و کنار ایران می توان دید که از جمله شاهکارهای معماری و هنری عصر خود و یا در زمان رونق جاده ابریشم به شمار می روند؛ و این در حالی است که در جوامع اروپایی و یا امریکایی با این رویداد به صورت ابتدایی برخورد شده و قرن های متمادی کاروانیان شب هنگام دایره وار دور هم جمع می شدند و جهت امنیت بیشتر از تهاجم ها، حصاری از دلیجان ها و سپس چهارپایان به دور خود می کشیدند.
اقامتگاه های بین راهی علاوه بر ارزش سکونتی و هنری، از دیدگاه مسایل اجتماعی و فرهنگی نیز حایز اهمیت می باشند. کاروانسراها در طول زمان و بر حسب نیازهای محیطی و ضرورت اجتماعی شان موقعیتی فراتر از یک توقفگاه یا منزلگاه یافته اند و به محلی برای تعامل و تعاطی اندیشه ها، تبادل و تقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختلف مبدل شده که بی شک ارتباطات و تلاقی افکار و اندیشه ها و اقوام گوناگون تاثیر شگرفی بر زندگی مردم ایران زمین داشته است.
به دیگر سخن کاروانسراها به مثابه شهر و یا قصبه ای کوچک علاوه بر تامین نیازهای اقامتی و امنیتی رهگذران با ارایه خدماتی نظیر نانوایی، آسیاب، مسجد و دکانی جهت خرید و فروش کالاهای کاروانی کلیه نیازهای مخاطبان (مسافران و چارپایان) را فراهم می نموده اند. اما متاسفانه با گذشت دوران این مجموعه ها کاربری خود را از دست داده و به مخروبه هایی فراموش شده میدل گشته اند، نظیر کاروانسراهای دیرگچین در جنوب تهران و کاروانسرای مهیار در جاده اصفهان - شیراز.
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
باوهاوس (آلمانی: باوهاوس (آلمانی: Bauhaus، به معنی خانه معماری) نام یک مدرسهٔ معماری و هنرهای کاربردی در آلمان بود که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ به پرورش هنرمندان پرداخت و نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. مکتب باهاوس توسط والتر گروپیس تاسیس شده. اسم باهاوس از کلمات آلمانی "to build" (برای ساختن) و "house" (خانه) ریشه گرفته. علارغم اسمش و حقیقت اینکه موسس آن یک معمار بوده، باهاوس یک دفتر معماری در سالهای اول تاسیسش برای خود نداشت. شیوه باهاوس یکی از تاثیرگذارترین وقایع در معماری مدرن و طراحی مدرن شد. این مکتب تاثیرات عمیقی بر توسعه هنرهای معماری، طراحی گرافیک، طراحی داخلی، طراحی صنعتی و تیپوگرافی داشت. این مکتب در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵، دسائو از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ و برلین از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۰۲۷، هانس مه یر از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ و لودویگ میس ون دروهه از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) به فعالیت پرداخت.تغییرات مکان و مدیریت منجر به تغییر مداوم در تمرکز، تکنیک، اساتید و سیاست گذاری های آن شد.
این مسجد از شاهکارهای درخشان تمدن و فرهنگ اسلامی است که قدمت و سابقه آن به دوران هزار و چهارصد ساله اسلامی محدود نمیشود بلکه بنیانی چهار هزار ساله دارد.
مکان این مسجد در چهار هزار سال پیش نیایشگاه آتش پرستان بوده و خدای آنان یعنی آذر مورد پرستش قرار میگرفته است.
پس از یونانی ها، رومیان با حضور و سلطه بر این سرزمین، این معبد را توسعه و آن را به محل عبادت خدای خویش ژوپیتر تغییر دادند. باگسترش مسیحیت در جهان و بویژه در شام، بخش کوچکی از نیایشگاه ژوپیتر به کنیسه تبدیل گشت که به نام قدیس یوحنا یا ماری یوحنا خوانده میشد. سرانجام در سال هفده هجری با فتح دمشق به وسیله مسلمانان، این آتشکده و بتکده به مسجد و محل عبادت خدای یگانه تبدیل گشت که البته نیمی از آن بر اساس مصالحی که صورت پذیرفته بود همچنان بصورت کلیسا باقی ماند. مساحت اولیه آن بر اساس آنچه ابن جبیر نقل کرده است از شرق به غرب یعنی در طول دویست گام (حدود ۱۵۰ متر) و از سمت جنوب به شمال یعنی در عرض ۱۳۵ گام (حدود ۱۰۰ متر) بوده و در مجموع به پانزده هزار متر مربع میرسیده است.
هنگامی که دمشق به وسیله سپاه مسلمانان گشوده شد، کلیساهای فراوانی در این شهر بود که بعضی از آنها برپایه پیمان آشتی در مقابل نیمی از کلیسای اصلی شهر در دست مسیحیان ماند و مسلمانان نیمه مذکور را تبدیل به مسجد کردند و در آن به نماز میپرداختند که بعدها جامع اموی بجای آن ساخته شد. مسیحیان که نسبت به دین جدید با بی اعتنایی مینگریستند با ایجاد سر و صدای عمدی در مراسم خود از جمله صدای مهیب ناقوس به هنگام برگزاری نماز جماعت، خواندن سرودها با صدای بلند، نسبت به عبادت مسلمانان مزاحمت فراهم میکردند.
وقتی معاویه بن ابی سفیان در شام حکومت یافت، تصمیم به الحاق نیمه باقیمانده از کنیسه به مسجد نمود ولی مسیحیان نپذیرفتند؛ پس از وی عبدالملک بن مروان مال فراوانی به آنان داد تا اجازه دهند این قسمت نیز به مسجد ملحق شود ولی ایشان نپذیرفتند؛ تا اینکه ولید بن عبدالملک که مردی شجاع و جسور بود مال فراوانی به مسیحیان داد و حتی گفت اگر نپذیرفتند، کنیسه باب توما را که با زور و این قسمت را با صلح گرفتیم، به جای آن تخریب خواهم کرد.(آن کلیسا بزرگتر از کلیسای داخل شهر یعنی مکان مسجد اموی بود) لذا مسیحیان راضی شدند که نیمه باقیمانده نیز به مسجد اضافه شود. (۱۵) مسجد جامع اموی یکی از معجزات هنر معماری اسلامی و رومی است (۱۶) زیرا در ساخت آن از مهندسان رومی نیز کمک گرفته شد. ولید در ابتدا طرح بنای آن را به روم فرستاد و دوازده هزار نفر از معماران و مهندسان آن سرزمین را برای ساخت آن به دمشق دعوت کرد. عملیات بنای آن از سال ۸۶ آغاز شد.(۱۷) و بهترین زینتها و سنگهای مرمر برای تزئین آن بکار رفته است.
بر فراز شبستان، مسجد گنبدی به نام نسر یا عقاب ساخت و ستونهایی در زیر آن قرار داد و آن را با طلا و جواهر و پوششهای ابریشم مزین کرد. محراب مسجد را با جواهر قندیلهای طلا و نقره، و معرقهای زیبا و زنجیرهای طلا آراست.
بنای مسجد در دوران ولید بن عبدالملک هفت سال طول کشید ولی نیمه تمام ماند و بقیه قسمتهای آن را سلیمان بن عبدالملک تمام کرد. در طول قرون مختلف تعمیرات و توسعههایی در آن انجام شده و همچنین بر اثر چندین آتش سوزی، بسیاری از قسمتهای آن در آتش سوخته است که به شرح آن میپردازیم.
اکنون جامع اموی پس از مختصر تعمیراتی که در اواخر حکمرانی ممالیک یعنی تا قرن هشتم در آن صورت گرفته به همان حال باقیمانده است. صحن حیاط به کلی از سنگهای دوران ممالیک بوده و دیوارهها نیز از سنگهای بسیار بزرگ است. نیمی از دیوارهای شمالی، شرقی و غربی از کلیسا و معبد باقیمانده از دوران قبل از اسلام است و نیمه فوقانی دیوارهها در دوره ولید و دورههای بعد اضافه شده است که تفاوت سنگهای آن مشخص است. ولید دیوارهها را مسقف نموده و دیوارههای شرقی و شمالی و غربی را با ستونهای سنگی بصورت کنگرهای بر زیر سقفهای مذبور قرار داده است. در دوره ممالیک سقف دیوارهای غربی با نقاشیهایی به رنگ طلائی که به آن فسیفا میگفتهاند تزئین گردید. فسیفا بیشتر سقفها به مرور تخریب شده و اکنون اثری از آنها نیست.
در صحن سه قبه و گنبد کوچک ساخته شده است:
.۱ قبه المال: این قبه در سال ۱۷۲ به وسیله امیر دمشق فضل بن صالح بن علی العباس پسر عموی منصور عباسی ساخته شد و چون اموال و ذخائر مسجد در آن نگهداری میشد به قبه المال معروف گردید. (۱۸)
.۲ قبه الغواره: این قبه در وسط صحن قرار دارد و در ۳۶۹ ساخته شد. در زلزله سال ۱۱۷۳ تخریب گردید و عثمان پاشا در سال ۱۱۸۲ آن را بازسازی کرد. این گنبد کوچک بر شش ستون از سنگ مرمر قرار دارد. قبه یاد شده به صخره قربان نیز معروف بوده است. گویند حضرت هابیل قربانی خویش را که گوسفندی بود بر این صخره قرار داد چون مورد قبول حق قرار گرفت به وسیله آتش سوخت و قربانی قابیل که گندم بود پذیرفته نشد و به همان حال باقی ماند لذا به برادرش حسادت ورزید و او را در کوه قاسیون به قتل رسانید. از آن روز این مکان به صخره قربان معروف شد. (۱۹)
.۳ قبه الساعات: این قبه در شرق صحن اموی و کنار باب الساعات قرار دارد که در سده پنجم هجری ساخته شده و محل استقرار ساعت مسجد بوده است. (۲۰)
.۴ قبه النسر یا عقاب: یکی از بزرگترین بناهای فوقانی مسجد اموی است که بر فراز شبتسان قرار دارد و از سنگ مرمر میباشد.